مقدمات آن كاذب بوده و آنمقدمات بطور الزام به كار رفته باشد ( 771 ) .
و اگر اوسط در دو مقدمه بيك نحو واقع نشده باشد اقتران به صورت قياس درنيامده است زيرا اوسط تكرر نيافته است ( 772 ) .
نسبت بصنف چهارم و سوم از شرطيهها نيز اشكال كردهاند كه با فرض صادق بودن مقدم متصله ممكن است صدق واقعى حمليه به حال خود باقى نماند و قياس منتج نخواهد بود .
مثلا هرگاه بگوئيم : اگر خلأ موجود باشد بناچار در ماده خواهد بود . و حال آنكه چنين قضيهاى صادق نيست ( 775 ) .
جواب دادهاند كه در اينجا نتيجه كاذب نيست . زيرا ممتنع نيست كه از وجود محال نفى همان محال لازم آيد . همانا دانستهاى كه صادق بودن قضيهء متصله با كاذب بودن اجزايش منافاتى ندارد ( 776 ) .
لمعهء ( 7 ) استثناء در قياس استثنائى ، نهادن يا برطرفكردن بعضى از اجزاء قضيهء شرطيه است
تا جزء ديگرش وضع يا رفع گردد .
قياس استثنائى بسيط از يك قضيهء شرطيه و يك حمليه تركيب مىشود ( 778 ) .
در قضاياى متصله عين مقدم استثنا مىشود تا عين تاليرا نتيجه دهد ( 793 - مثال 804 ) و يا آنكه نقيض تالى استثنا مىشود تا نقيض مقدم نتيجه گرفته شود ( 794 مثال 805 ) .
عين تالى براى اثبات عين مقدم استثناء نميگردد ( 786 مثال -