براى جويندهء حقيقت همين سه شكل بس است ( 728 ) و اهل حق مىتوانند بيك عمل اشراقى همهء ضروب منتجه از هرشكلى را بيك ضرب بازگردانند كه از دو قضيّهء موجبهء كليهء ضروريه تركيب يافته باشد . و اين عمل بواسطهء بازگشت يافتن هرقضيهاى بموجبهء كليهء ضروريه است چنان كه گذشت ( 723 ) .
قاعده در شرايط اشكال سهگانه بحسب كموكيف آنست كه هرمقدمهايكه اوسط موضوع آن است كلى باشد . مثل كبراى شكل اول كه هميشه بايستى كلى باشد . و يكى از دو مقدمهء شكل سوم ( كه بايستى كلّى باشد ) بعلاوه اوسط بايستى با اصغر متحد باشد .
( و همان اتحاد همهجا ملاقات اكبر با اصغر را تفسير مىكند ) ( 725 ) و يا آنكه بايستى مقدمهايكه موضوعش اكبر است كلى باشد و نيز دو مقدمه در كيف مختلف باشند ( 726 )
لمعهء ( 6 ) گاهى قياسهاى اقترانى از قضاياى شرطيه فراهم مىآيند .
و بر پنج قسم ميباشند . زيرا : يا از دو شرطيهء متصله و يا از دو منفصله و يا از يك حمليه و يك متصله و يا از يك حمليه و يك منفصله و يا از يك متصله و يك منفصله تركيب مييابند ( 743 ) .
اولى كه از همه بطبيعت نزديكتر است بر سه قسم است . زيرا اوسط يا جزء تام براى هريك از دو مقدمه است . يا جزء غيرتام از هريك آنها مىباشد . و يا جزء تام از يكى و جزء غيرتام از مقدمهء ديگر است ( 744 ) .