تجربيات و مشاهدات و متواترات و حدسيات كه قطعى بودن آنها براى خود شخص تجربهكننده يا كسى است كه مشاهده و تواتر و حدس برايش تحقق يافته است و نميتواند قضايائيرا كه حدسى و تجربى خود او هستند براى ديگران اجزاء قياس قرار دهد زيرا اعتبار اينها بحسّ شخصى يا بعقل فردى بستگى دارد و ممكن است بخطا رفته باشد و اگر ديگران آن قضايا را از او نپذيرند راهى ندارد كه به آنان بقبولاند « 1 » .
گفتار ما نسبت بمواد يقينى قياس به پايان رسيد و اينك بشرح مواد غيريقينى ميپردازيم ،
قضاياى غيريقينى كه ماده دليل ميشوند
1 - مظنونات
( 919 ) مظنونات قضايائى هستند كه طرف حكم بر جانب مخالف رجحان داشته و ليكن به حد جزم نرسيده و نفس بقبول آن رغبت داشته باشد .
سبب رغبت نفس و رجحان حكم گاهى صرف شهرت قضيه است بدون آنكه متكى بدليل باشد و گاهى از جهت استناد بقول شخص راستگو و مورد اعتمادى است با احتمال آنكه شايد بخطا رفته باشد و گاهى متكى بقياس ديگرى است كه مقدماتش غيرقطعى بوده و گاهى نتيجهء استقراء غيرتام يا تمثيل است .
مظنونات گاهى در ابتدا به نظر قطعى ميرسند و با اندكى دقت معلوم مىشود كه حكم لازم دليل نبوده و حكم قطعى بدل بظنى مىشود و گاهى كاذب بودن حكم نيز ثابت ميگردد .
هامش
( 1 ) شرح منطق اشارات ص 218 و 219 و شرح حكمت الاشراق .