تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
مندرجهء در كلى به صورت قضيهء منفصلهء حقيقيه درآمده قياس مقسّم از آن تشكيل مىشود ، مثل آنكه انواع مختلفى كه مندرج در جسم هستند همه را مشاهده نموده و آنها را منحصر در حيوان و نبات و جماد يافته‌ايم ، پس از آن انواع هريك از حيوان و نبات و جماد را تتبع نموده و ملاحظه شده است كه همگى در فضائى جايگير ميباشند ، در نتيجهء اين استقراء حكم كلى صادر نموده‌ايم كه همهء اجسام جايگير هستند ، و اين حكم كلى را به صورت قضيه منفصلهء حقيقيه درآورده و قياس مقسّم اقترانى تشكيل داده و ميگوئيم : هر جسمى يا حيوان و يا نبات و يا جماد است ، و هرحيوان و نبات و جمادى جايگير است . نتيجه ميدهد كه هرجسمى جايگير است ، و اين حكم ، قطعى و مسلم است . ( 873 ) نتيجهء استقراء ناقص بر خلاف تام يقينى و قطعى نيست زيرا ممكن است جزئياتيكه مشاهده نشده‌اند با آنهائيكه مشاهده شده‌اند در حكم اختلاف داشته باشند . مثلا بيشتر حيواناترا ديده‌ايم كه در وقت جائيدن فك اسفل خود را تكان ميدهند لكن جاى اين احتمال هست كه بعضى از حيواناتيكه ديده نشده‌اند فك بالاى خود را تكان دهند . همچنانكه درباره تمساح اين احتمال داده شده است . ( 874 ) تا اينجا مطالبى بود كه در كتب منطق ذكر شده است ، لكن به نظر ميرسد كه استقراء تام در هيچ موردى تحقق پيدا نميكند و هميشه استقراء ناقصى است زيرا تتبّع جزئيات غيرمتناهى در زمانهاى گذشته و آينده نه براى يك فرد بلكه براى همهء مردم نيز محال و ممتنع است و در مثال مزبور و نظاير آن قطعى بودن و كليت حكم از جهت استقراء