جزء اول دليل افتراض ضرب اول همين شكل
( صغرى كه عين صغراى اصل است ) : هر انسانى ناطق است .
( كبرى كه عين كبراى قياس معادل است ) : هر نويسندهاى انسان است .
( نتيجهء حاصله از دو مقدمه ) : بعضى از ناطقها نويسندهاند .
مقدمه يا جزء دوم دليل افتراض از شكل اول
( صغرى كه نتيجه قياس اول است ) : بعضى از ناطقها نويسندهاند ( كبرى كه صغراى قياس معادل است ) : هر نويسندهاى حيوان است .
( نتيجهء حاصله از اين دو مقدمه ) : بعضى از ناطقها حيوانند .
اين قضيه با نتيجهء اصل يكى است .
طريقيكه ذكر شد دليل افتراض از ضرب اول شكل چهارم و شكل اول تشكيل شده بود و ميتوان آن را بنحو ديگرى اجرا نمود كه از شكل اول و سوم استفاده شود .
قياس اول از شكل اول
( صغرى كه عين كبراى قياس معادل است ) : هر نويسندهاى انسان است .
( كبرى كه عين صغراى اصل است ) : هر انسانى ناطق است .