اين قضيه را معكوس نموده و ميگوئيم : بعضى از انسانها اسب هستند . و اين قضيه با صغراى اصل مناقضت دارد . زيرا صغرى اين بود :
هيچ انسانى اسب نيست .
در ضرب پنجم نقيض نتيجه را صغرى و كبراى اصل را كبرى قرار ميدهيم . و نتيجه را معكوس ميسازيم نقيض صغرى بدست مىآيد .
مثال
نتيجهء ضرب پنجم در فهرست گذشته اين است : بعضى از انسانها سنگ نيستند .
نقيض نتيجه اين قضيه است : هر انسانى سنگ است .
ترتيب قياس خلف چنين است :
هرانسانى سنگ است . هيچ سنگى حيوان نيست . نتيجه حاصل مىشود : هيچ انسانى حيوان نيست . اين قضيه را معكوس مىشود ميكنيم هيچ حيوانى انسان نيست ، اين قضيه نقيض صغراى اصل است .
دوم . دليل عكس ترتيب
( 734 ) اين دليل براى اثبات انتاج ضرب اول و دوم و سوم و هشتم اين شكل به كار ميرود زيرا كبراى اين چهار ضرب موجبه است و صلاحيت دارد كه صغراى شكل اول واقع گردد . و صغراى آنها نيز كلى مىباشد .
اين دليل به اين طريق اجرا مىشود كه صغرى بجاى كبرى و كبرى