قياس اول
صغراى اين قياس قضيهايستكه عنوان يا صفتى را بطور فرض بجاى موضوع اول قرار داده و قضيهء جزئى را بدل بكلّى نمودهايم .
اين قضيه را صغرى قرار داده و با كبراى اصل ضميمه نموده و نتيجهاى از آن حاصل ميكنيم .
قياس دوم
صغراى اين قياس ، قضيهايستكه موضوع اصل را موضوع و عنوان فرضيرا محمول آن قرار دادهاند . و كبراى اين قياس نتيجهء قياس اول است .
نتيجهايكه از اين قياس اخير حاصل مىشود با نتيجهء اصل مساوى بوده و دليل بر صحت قرينه است .
مثال ضرب سوم
قياس اصل : بعضى از حيوانها خندانند . هيچ اسبى خندان نيست .
نتيجه ميدهد : بعضى از حيوانها اسب نيستند .
مثال قياس اول كه از افتراض بدست آمده
( صغرى : كه موضوع اصل بوسيلهء افتراض كلى شده است ) : هر نويسندهاى خندان است .
( كبرى . كه عين كبراى اصل است ) : هيچ اسبى خندان نيست .
( نتيجهء حاصله از دو مقدّمه ) : هيچ نويسندهاى اسب نيست .