مثال
ضرب سوم كه قبلا ذكر شد بدين صورتست : بعضى از حيوانها خندان هستند . هيچ خندانى اسب نيست . نتيجه ميدهد : بعضى از حيوانها اسب نيستند .
دليل افتراض
( 663 ) اين دليل در ضرب سوم اين شكل جارى مىشود . افتراض چنان كه قبلا گذشت چنين عمل مىشود كه قضيهء جزئيه را بدل به كلى نمايند . به اين ترتيب كه وقتى موضوع قضيهاى جزئى بوده باشد معادلى برايش بيابند كه با آن قسمتى از كلى كه موضوع حكم است مساوى باشد و آن عنوان يا صفترا كه معادل با قسمتى از كلى مىباشد بجاى خود كلى قرار داده و موضوع قضيه تصور نمايند .
( 664 ) قياس افتراض مركب از دو قياس است و در اينجا اولى از شكل دوم و ديگرى از شكل اول است . و نتيجهء قياس اول را ( كه از شكل دوم است ) كبراى قياس دوم ( كه از شكل اول است ) قرار ميدهند .
قياس اول با آنكه از همين شكل است از جهت اينكه ضرب اول اين شكل است و هردو مقدمهاش كلى مىباشد بوضوح و انتاج نزديكتر بوده و براى اثبات قرينهء سوم همين شكل به كار برده شده است .
براى تشكيل قياس افتراض دو قياس تشكيل مىدهم :