قسم شمرده است . باينجهت قضاياى غيرمنعكسه نه قسم ميشوند .
( 645 ) وقتيه مطلقه پس از اينكه مقيد به لا دوام گردد آن را وقتيه مينامند و مصنف كتاب ما در اينجا آن را بر خلاف مشهور وقتيه خاصه ناميده و مقصود او از اين تعبير اخصيت اين قضيه از وقتيه مطلقه است .
( 646 ) اختلاط مشروطه خاصه و وقتيه كه اخص صغرىها ميباشند با اخص كبرىها كه وقتيه است منتج نيست بدليليكه بيان مىشود و وقتى ايندو اختلاط كه از ساير اختلاطها اخص ميباشند نتيجه ندهد .
اختلاطهاى ديگر كه اعم از آنها است نتيجه نخواهد داد زيرا اخص كه نتيجه ندهد اعم نيز نتيجه نميدهد .
( 647 ) دليل اينكه اختلاط مشروطهء خاصه و وقتيه با كبراى وقتيه منتج نيست اختلاف در انتاج است زيرا هرگاه بگوئيم :
هيچ منخسفى البته تا وقتى منخسف است تابان نيست ( نه هميشه ) - ( كه صغراى مشروطهء خاصه است ) يا در وقت معين نه هميشه ( كه وقتيه است ) .
و هرقمرى البته در وقت معيّنى تابان است . نه هميشه - ( كه كبرى و وقتيه است ) .
نتيجه ميدهد . كه هرمنخسفى البته قمر است . در اينجا نتيجهء موجبه صحيح است .
بار ديگر اگر بگوئيم : هيچ منخسفى البته تا وقتى منخسف است تابان نيست . نه هميشه - ( صغرى و مشروطه خاصه است ) و هر
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 438
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٤٣٨