تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
هرشخص رومى ممكن است سياه باشد . و هيچگاه هيچ شخص رومى سياه نيست . اين دو مقدمه صادق است . زيرا جايز است محموليكه بطور امكان براى موضوع خود ثابت است هميشه در وجود از آن مسلوب باشد . نتيجه صادق ايندو مقدمه ايجاب است و بايد بگوئيم هرشخص رومى دائما رومى است زيرا اگر سالبه باشد سلب شيئى از نفس لازم مىآيد كه محال است . بار ديگر اگر بگوئيم : هر شخص رومى ممكن است سياه باشد و هيچگاه هيچ شخص تركى سياه نيست نتيجهء صحيح سالبه است و بايستى بگوئيم هيچ شخص رومى تركى نيست . و اين اختلاف در سلب و ايجاب نتيجه دليل بر عقيم بودن آن است . مثال ديگر هرگاه گفته شود : هر فلكى ممكن است ساكن باشد و هيچ قمرى هيچگاه ساكن نيست نتيجه ميدهد : هيچ فلكى قمر نيست : و اگر بگوئيم : هر فلكى ممكن است ساكن باشد و هيچ فلكى هيچگاه ساكن نيست . نتيجهء سالبه محال است و بايد بگوئيم : هر فلكى هميشه فلك است . و اختلاف در انتاج نشانى عقيم بودن قياس است . صغراى ممكنه با عرفيه عامه نيز منتج نيست . زيرا دائمه اخص از عرفيه است . ( معنى اخص بودن دائمه آنست كه هرمحموليكه مادام الذات براى