آفتابى در وقت معينى تابان است نه هميشه . نتيجه ميدهد هيچ منخسفى البته آفتاب نيست . در اينمورد نتيجهء صحيح سالبه است . و اختلاف در سلب و ايجاب نتيجه دليل بر عقيم بودن قياس است . بنابراين رعايت شرط مذكور لازم است . تا اختلاف نتيجه لازم نيامده و نتيجه هميشه يكنواخت باشد .
( 648 ) اثبات شرط دوم . كه اگر صغرى ممكنه باشد بايستى كبرى ضروريهء مطلقه يا مشروطهء عامه و يا خاصه باشد .
و يا اگر كبرى ممكنه باشد صغرى بايستى ضروريّه مطلقه باشد .
دليل اثبات هردو شق اختلاف در انتاج است .
( 649 ) توضيح دليل در شق اول . آنست كه اگر صغرى ممكنه باشد و كبرى هيچيك از ضروريّه مطلقه و دو مشروطه نباشد بايستى از بقيه موجهات باشد .
هفت قسم از موجهات ديگر كه سالبه آنها قابل انعكاس نيست در ضمن شرط اول ثابت شد كه با صغراى ممكنه نتيجه نميدهند . ( و اين مطلب در جائى ثابت شد كه گفتيم قضاياى سيزدهگانه با هفت قضيهايكه غير منعكسة السوالباند نتيجه نميدهد ) زيرا از جمله قضاياى سيزدهگانه دو ممكنه است .
باقى ميماند سه قسم از موجهات ديگر كه دائمه و دو عرفيه است و تركيب صغراى ممكنه با اين سه قسم نيز غيرمنتج است ( به بيانيكه اينك ذكر مىشود )
اختلاط صغراى ممكنه با دائمه عقيم است . زيرا اگر بگوئيم :
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 439
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٤٣٩