نيست ليكن از خود تعريف اين قيد برمىآيد و بدون آن تعريف قياس ناتمام است . و قيد مزبور قيد « وحدت » است :
هرقياسى به تنهائى با دو مقدمهء خود مستلزم جزم بمطلوبى است كه اختصاص به خود آن دارد ليكن بعدا توضيح اين مطلب خواهد آمد كه گاهي يك قياس به تنهائى و بدون ضميمه شدن قياسهاى ديگر مستلزم مطلوب نهائى نبوده و براى اثبات يك مطلوب بايد چندين قضيه را به يكديگر ضميمه كنيم به اين ترتيب كه ابتداء از دو قضيه قياس تشكيل داده و نتيجهء آن را در قياس ديگر مقدمه قرار ميدهيم . يا يكى از دو جزء قياس را با چند مقدمه و جزء ديگرش را نيز با چندين مقدمهء ديگر ثابت ميكنيم . بنابراين هرقياسى مستلزم نتيجهء خود مىباشد . و هريك به تنهائى يك نتيجه بيش ندارد و نتيجهها پىدرپى بيك مطلوب نهائى ميرسند .
اقسام قياس
( 547 ) قياس بر سه قسم است : اقترانى حملى . اقترانى شرطى . استثنائى .
منطقيان قديم قياس را دو قسم ميشناختند : اقترانى و استثنائى .
اقترانى بعقيدهء آنها قياسى بود كه تنها از حمليات تشكيل شده باشد .
و قياسهائيكه شرطى در آن به كار برده مىشود استثنائى محسوب ميشد و علت اين بود كه در تعليمات اول فقط حمليات و استثنائيات ذكر شده بود .
شيخ ابو على سينا اول كسى بود كه شرطيهء اقترانيه را استخراج