مثال سالبهء ضروريه مطلقه
اصل : البته هيچ انسانى سنگ نيست .
عكس : هيچگاه هيچ سنگى انسان نيست .
مثال دائمه مطلقه
اصل : هيچگاه هيچ قمرى ساكن نيست .
عكس : هيچگاه هيچ ساكنى قمر نيست .
عكس سالبههاى كلى مشروطهء عامه و عرفيهء عامه
( 498 ) مشروطه عامه و عرفيه عامه ، به عرفيه عامه منعكس ميشوند .
مثال مشروطه عامه
اصل : هيچ نويسندهاى تا نويسنده است البته انگشتانش ساكن نيست .
عكس : هيچگاه هيچ كسى كه انگشتانش ساكن است تا انگشتانش ساكن است نويسنده نيست .
مثال عرفيه عامه
اصل : هيچگاه هيچ كسى كه بيدار نيست تا بيدار نيست هشيار نيست .
عكس : هيچگاه كسى كه هشيار نيست تا هشيار نيست بيدار نيست .
عكس سالبههاى كلى مشروطه خاصه و عرفيه خاصه
( 499 ) مشروطه خاصه و عرفيه خاصه ، بعرفيه خاصهء غيردائم در بعض . منعكس ميشوند مقصود از عرفيهء خاصه در اينجا عرفيهء عامهايست كه به لا دوام ، نسبت به بعضى از افراد موضوع مقيد شده باشد .