( 496 ) دليل صحت عكس قضاياى موجبهء نامبرده دليل خلف است :
تنظيم دليل خلف براى اثبات اين مطلوب چنانستكه اگر عكس قضاياى مزبور مطلقهء عامه نبوده و مطلقه صادق نباشد نقيض آن كه دائمه است صادق خواهد بود بنابراين دائمه را كه نقيض مطلقه است صغرى و اصل را كبرى قرار داده و در صورت شكل اول قياس تشكيل ميدهيم نتيجهء محال بدست مىآيد و در اين صورت كه دائمه كاذبست عكس صادق مىباشد صورت تنظيم قياس در عكس وقتيه چنين است :
نقيض عكس : هيچگاه هيچيك از چيزهائى كه منخسف ميشوند قمر نيستند .
اصل : هر قمرى در وقت حايل شدن زمين البته منخسف است ( نه هميشه ) .
نتيجه تركيب دو قضيه : هيچيك از چيزهائى كه منخسف ميشوند تا وقتى منخسف هستند منخسف نيستند .
عكس موجهات سالبه
( 497 ) معلوم شد كه سالبهء جزئيه عكس نداشته و فقط سالبههاى كلى داراى عكس ميباشند . فقط بنا بقول بعضى دو قسم از موجهات سالبهء جزئى كه داراى عكسند در آخر ذكر ميشوند . و عكس سالبههاى كلى از اينقرار است .
( 497 / 2 ) دو دائمه كه ضروريهء مطلقه و دائمه مطلقه باشند بسالبهء كليهء دائمه مطلقه منعكس ميشوند كه براى هريك مثالى ذكر ميكنيم :