مىباشد زيرا چنان كه معلوم شد اطلاق قضيه ترك ذكر جهت است و در عين حال بطور تشبيه و مجاز آن را يكى از موجهات دانستهاند . هم - چنان كه سالبه را از اقسام حمليه شمردهاند در صورتى كه سلب ، رفع حمل است و باعتبار ايجاب كه طرف مقابل آن است به آن حمليه گفتهاند .
( 328 ) مفاد مطلقه فعليت ثبوت محمول براى موضوع است . بنا براين بعد از ممكنهء عامه كه از همهء قضايا شمولش بيشتر است مطلقه از ساير قضايا اعم مىباشد زيرا اطلاق شامل دوام و غيردوام و اقسام ضرورت مىشود . ممكنه از جهتى با مطلقه مباين است و از جهتى اعم از مطلقه است .
( 329 ) از جهت اينكه تصريح بمادهء امكان شده است در مقابل مطلقه عامه قرار گرفته و نسبت بين آنها تباين مىباشد . ليكن هرگاه مادهء واقعى را در نظر بگيريم معلوم است كه نسبت ما بين آنها عموم و خصوص مطلق است و ممكنه از مطلقه اعم مىباشد زيرا مطلقه دلالت بر فعليت ثبوت محمول براى موضوع مىكند و ممكنه دلالت بر آن مىكند كه عدم ثبوت محمول براى موضوع ضرورى نيست و امكان اعم از وقوع است زيرا بسيارى از چيزها ممكن است واقع شوند و هيچگاه بفعليت وقوع نميرسند .
در اينجا نكتهايست كه تذكرش لازم است
( 330 ) نكته آنست كه بسيارى از نويسندگان كتب منطق گفتهاند مطلقه از ممكنه اخص مىباشد و تصريح نكردهاند كه مقصود آنها ممكنهء عامه يا خاصه است در صورتى كه در ابتداء تقسيم جهات يكى از احتمالات