تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥

قضيهء مطلقه و موجهه

( 320 ) معلوم شد كه هيچ قضيه‌اى بدون ماده نيست و قضيهء منفصلهء حقيقيه اين مطلب را ثابت نمود . ليكن قضيه ذهنيه يا لفظيه ممكن است فاقد جهت باشد . ( 321 ) قضيه ذهنيه ممكن است بواسطهء غفلت يا جهل بحقيقت فاقد جهت باشد مثلا ممكن است كسى دانسته باشد كه انسان نمو مىكند اما ندانسته باشد كه انسان نامى بالضروره يا بالامكان است يا نسبت به آن مردد باشد . در اينمورد قضيهء ذهنيه بيان مادهء قضيه را ننموده و از اينجهت ابهام دارد . و يا ممكن است شخصى بمادهء قضيه توجه داشته و در لفظ از بيان آن خوددارى كند در اينجا قضيه لفظيه فاقد جهت است و آن را « مطلقه » مينامند . ( 322 ) قضيه موجهه : قضيهء لفظيه‌ايست كه در آن تصريح به جهت گرديده و مادهء قضيه را بيان نموده باشند . ( 323 ) قضيه مطلقه : اين قضيه در مقابل موجهه و قضيه‌ايستكه در آن تصريح به جهت نشده و مادهء قضيه در حال ابهام باشد . ( 324 ) اطلاق و توجيه عينا مشابه با اهمال و حصر قضيه است . زيرا همچنانكه در مهمله بيان كميت افراد موضوع نشده در مطلقه نيز كيفيت حكم بيان نشده است . و همچنانكه در محصوره كميّت افراد موضوع ذكر شده در