تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
حالت و بعد از آن حكم امكان بهبودى بر انسان صادق نيست و به اين جهت ميگويند موضوع بايد بالفعل متصف بعنوان باشد . ( 236 ) قضاياى شخصيه و طبيعيه خالى از عقد الوضع مىباشند زيرا در شخصيه موضوع قضيه خود شخص در حال حاضر است و توجهى بحالات و صفات او نيست و در طبيعيه كه قبلا تعريف شد بر خود طبيعت كلّى حكم شده و با طبيعت كلّى جز ذات موضوع چيز ديگرى نيست و طبيعت ، بدون امور خارج از ذات تصور شده است و هرگاه صفت عنوانى يعنى محمولات عرضى از محصورات گرفته شده و ذات ماهيت به شرط نبودن هيچ امر عرضى با آن ملاحظه شود قضيه بدل بطبيعيه خواهد گرديد . ( 237 ) موضوع قضيه‌ى طبيعيه مقيد بكلّيت نيست ليكن خواه ناخواه كلّى ميگردد زيرا در قضيه‌ى طبيعيه ماهيت به شرط تجرد از هرگونه امر عرضى كه خارج از ذات باشد اخذ شده است و ماهيت با شرط تجرد از مشخصات ، كلّى خواهد گرديد . ( 238 ) قبلا تذكر داده شد كه عبارت اين لمعه عينا در كتاب اسفار مسطور است و حاجى سبزوارى در تعليقات خود « كلّيه » را كلّى عقلى تفسير نموده و معنى عبارت اين مىشود كه اگر عنوان وصفى از موضوع گرفته شود ماهيت موضوع با قيد كلّيت لحاظ شده و كلى عقلى خواهد بود . ( 239 ) كلمه‌ى « أو كلّه » كه در عبارت كتاب است بمعنى كلّ مجموعى مىباشد كه در مقابل جزء است و معنى جمله آنست كه اگر صفت