تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
حمليه گاهى وجود چيزى براى موضوع ثابت مىشود و گاهى عدم آن در قسم اول ، نسبت بطريق ايجاب و در قسم دوم بطريق سلب است و در شرطيه نيز گاهى وجود علاقه بين دو چيز برقرار ميگردد و گاهى عدم علاقه چيزى نسبت به چيزى بيان مىشود بنابراين در حمليه و شرطيه سلب و ايجاب ، كيفيت نسبت ميباشند .

تقسيم دوم قضيه از جهت اهمال و تعيين موضوع است

( 200 ) در هرقضيه‌اى موضوع يكى از طبايع است و احكام در همه حالات در مورد طبايع صادر مىشود . ذات هرچيزى طبيعت آن‌چيز ناميده مىشود . و طبيعت را به چندين حالت ميتوانيم در نظر بگيريم . جائى كه گفتگو از كلىهاى سه‌گانه طبيعى و منطقى و عقلى بميان آمد و نيز در مورديكه از محمولات ذاتى و عرضى سخن ميرفت بيان شد كه جز اجناس و فصول ماهيت كه اجزاء ذات هستند بقيه هرچه باشد از مقام ذات و طبيعت هرچيزى خارج است . طبيعت بخودىخود نه فرد و نه كلى است نه يكتا و نه بسيار هميشه اينها از طبيعت جدا هستند و از خارج به آن پيوسته ميگردند بنا بر آنچه گفته شد طبيعت را ميتوانيم گاهى بدون امور خارج از ذات و گاهى با بعضى از آنها در نظر گرفته و مورد حكم قرار بدهيم و قضيه را بمناسبت اختلاف حالاتى كه براى طبيعت موضوع يافت مىشود بنامهاى گوناگون ميخوانند . ( 201 ) ( اول ) قضيه مهمله : هرگاه موضوع قضيه خود طبيعت