يا مجموع اجزاء از خود عدد بيشتر است يا نيست . آنكه هست زائد است . و آنكه بيشتر نيست كمتر خواهد بود . و آن ناقص است .
قضيه مانعة الجمع
( 188 ) در هرقضيهايكه بمحال بودن اجتماع وجودى بين دو چيز در يك جا حكم شده باشد آن قضيه مانعة الجمع ناميده مىشود .
مانعة الجمع قضيهايستكه تنافى و عناد بين وجود دو چيز را برساند .
معلوم شد كه اصل انفصال و عناد مربوط به نقيضين است و دو چيز كه نقيض يكديگر باشند بين آنها انفصال حقيقى يافت مىشود و بين ساير چيزهائى كه ملزوم نقيضين باشند بواسطه لازم آنها انفصال حاصل ميگردد .
مانعة الجمع و مانعة الخلو فروع و مشتقات منفصلهء حقيقيه ميباشند زيرا انفصال حقيقى در جائيست كه وجود چيزى با عدم ديگرى يا با عدم چند چيز مساوى بوده باشد و در صورتى كه مساوى نباشد اعم و يا اخص خواهد بود .
( 189 ) در صورت دوم كه وجود چيزى از عدم ديگرى اخص بوده باشد مانعة الجمع و در صورت اول كه وجود چيزى از عدم ديگرى اعم باشد بين آنها قضيه مانعة الخلو تشكيل ميگردد .
( 190 ) قضيه مانعة الجمع در قسم دوم منفصلهء حقيقيه ( يعنى در جائى كه وجود چيزى مساوى با عدم چند چيز ديگر بوده و يك جزء يا بيشتر از اجزاء آن را حذف كنند ) منعقد مىشود .