تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧

تعريف منفصله

( 179 ) منفصله قضيه‌اى است كه بتنافى بين دو جزء آن حكم شود و مفاد قضيه اين باشد كه دو چيز با يكديگر جمع نميشوند چه آن دو چيز كه با يكديگر جمع نميشوند دو امر وجودى يا دو امر عدمى باشند . يعنى حكم شود كه وجود دو چيز يك جا جمع نميشود يا عدمشان در يك مورد باهم محقق نميگردد . و يا آنكه نه باهم در يك مورد موجود ميشوند و نه معدوم ميگردند . انفصال نقيض اتصال است . قضيه متصله مىرساند كه دو چيز بهم پيوسته هستند . و منفصله مينماياند كه بايستى از يكديگر جدا باشند . ( 180 ) انفصال و عناد در اصل بين دو امر متناقض يافت مىشود زيرا هريك از دو نقيض بالذات مانع از تحقق ديگرى مىباشد و هرگاه دو چيز مساوى با دو طرف نقيض باشند بواسطهء عارض لازم آنها كه متناقضان ميباشند بين آنها عناد يافت مىشود و هريك مانع از تحقق ديگرى ميشوند . ليكن عناد آنها ذاتى نيست و عرضى مىباشد . ( 181 ) عناد در مورد قضاياى منفصله از تضاد اصطلاحى اعم است زيرا بازگشت عناد بتناقض است ، و تضاد تنها بين كيفيات وجودى يافت مىشود و عناد ما بين مفاهيم جوهرى و عرضى هردو مىباشد و بازگشت تضاد نيز بسوى تناقض است .
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 257 | صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) / عبدالمحسن مشكوة الدينى