اجزاء ذات با اشياء ديگر اشتراك داشته است . اين معنى را بعبارتهاى مختلف ادا كردهاند :
1 - گفتهاند فصل عبارت است از آن كلى كه ماهيت را از ساير انواعيكه در جنس با آن ماهيت شريك هستند از جهت ذات جدا سازد .
2 - و باز گفتهاند : « الفصل كلّىّ يقال على الشىء في جواب أىّ شىء هو في جوهره » يعنى فصل آن كلى است كه هرگاه از جزء ذات چيزى كه مختص به آن شىء و مميز ذات از غير باشد سؤال كنند در جواب ، ماهيت بر آن حمل گردد . مثلا هرگاه بپرسند در ذات پرويز چه جزئى موجود است كه بنوع او اختصاص دارد يا انسان چه امتياز ذاتى بر ساير انواع دارد ، در جواب گفته مىشود او ناطق است . و اگر بپرسند انسان و طوطى و اسب چه امتيازى بر غير خود دارند گفته مىشود حساس هستند .
فصل قريب و فصل بعيد
( 89 ) فصل بر دو قسم است قريب و بعيد . زيرا از مطالب گذشته معلوم شد كه طبيعى يا نوع از اجزاء ذاتى بسيارى تأليف يافته است و قسمتى از اين اجزاء بين اين نوع و ساير انواع مشترك مىباشد و هر مركبى كه با مركبات ديگر اجزاء مشترك داشته باشند ناچار مميزاتى لازم دارد و الا با ساير انواع يكى خواهد بود و چنين مركبى از مجموع مابهالاشتراكها و مابهالامتيازهاى متعددى تحصل يافته است . تميز