خود موضوع بوده و واسطه در اتصاف نداشته باشد مثل انسان واحد كه وحدت صفت خود انسان است .
( 22 / 3 ) واحد بالعرض يا واحد غيرحقيقى آنست كه وحدت صفت چيز ديگرى باشد كه با موضوع مناسبتى دارد . و بعبارت ديگر : واحد بالعرض آنست كه چند چيز داراى جهت مشتركى باشند مثل كاتب و ضاحك كه داراى يك موضوع هستند و بر يك موضوع حمل ميشوند و ميگوئيم انسان كاتب و ضاحك است . و زيد طبيب و پسر عبد اللّه است .
يا آنكه دو موضوع در يك محمول شريك باشند مثل آنكه ميگوئيم برف و پنبه سفيدند پنبه و برف از اين جهت واحد هستند كه محمول آنها يعنى سفيدى يكيست و اسامى واحد غيرحقيقى از اين قرار است :
واحد بالمجانسه در جائى كه دو موضوع در جنس شريك باشند .
واحد بالمماثله در جائى كه دو موضوع در فصل و نوع شريك باشند .
واحد بالمشابهه در جائى كه دو موضوع در كيف شريك باشند .
واحد بالمساوات در جائى كه دو موضوع در كم شريك باشند .
واحد بالمطابقه در جائى كه دو موضوع در وضع شريك باشند .
واحد بالمناسبه در جائى كه دو موضوع در اضافه شريك باشند .
و مناسبت داراى اين اقسام است : محاذات . موازات . مواخات .
مصاحبت . مناجات .
واحد حقيقى بر دو قسم است : واحد بوحدت حقه و واحد بوحدت حقه حقيقيه .
( 22 / 4 ) واحد بوحدت حقه حقيقيه : آنست كه ذات واحد خود وحدت
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص١٤٥