براى بدست آوردن علاقات بين محمولات و موضوعات ، انواع و اجناس و خصايص ذاتى و عرضى را بيان نموده .
او تحصيل معارف حقه و علم صحيح را از طريق اطلاع يافتن به انواع و اجناس ميسّر دانسته و تقسيم و تحليل را وسيلهء اين كار قرار داده است . و ميگويد جنس را بايد بواسطه خاصيتهاى نوعى تقسيم نمود تا مركبات به بسايط برسند و از بسايط تشخيص داده شوند .
براى اينكه تقسيم درست انجام شود دو نوع دستور داده يكى راجع بچيزهائيكه بايد رعايت شود و دستور ديگر او براى محفوظ ماندن از موارد غلط و خطر اشتباه است .
قسمت اول مشتمل بر دو دستور است :
1 - تقسيم بايستى طبيعى باشد و همچنانكه اعضاء حيوانرا از مفاصل جدا ميكنند بدون آنكه استخوانى شكسته شود بايستى اشيا را از جهات طبيعى قسمت كنند .
2 - قسمت بايستى تام باشد و تمام انواعى را كه مندرج در هر جنسى هستند بايستى استخراج كنند تا به بسائط برسند .
قسمت دوم نيز مشتمل بر دو دستور است :
1 - مركب را بسيط تصور نكنند .
2 - عرضى را جوهرى نگيرند « 1 » .
افلاطون مطالب مزبور را در مبحث جدل نازل بيان نموده ليكن مخلوط بفلسفه است ، ارسطو اول كسى است كه مسائل منطق را تحت
هامش
( 1 ) تاريخ الفلسفة اليونانية ص 78 .