كتابى كه در پيش رو داريد يكى از حسّاسترين و پر مخاطرهترين فرازهاى اين سير و سلوك انسان را به رشتهى تحرير در آورده است و گام به گام همين گروه سوم را مراقبت مىكند و در صدد است با برنامهريزى دقيق ، تمام وقت سفر ظاهرى آنان را به ياد خدا تنظيم و با سير و سلوك معنوى هم آهنگ سازد ؛ زيرا مسافر - هر چه انسانى قوى باشد - باز هم ممكن است خطرها و چشم اندازها و حوادث تلخ و شيرين او را به خود مشغول و سر در گم كند و هنگامى به خود آيد كه از كاروان انبيا فرسنگها فاصله گرفته و از راه آنها به دور افتاده و به وادىها و درّههاى خطرناكى سقوط كرده باشد .
از طرفى دورى زن و فرزند و مال و منال فكر او را به خود مىكشد و از طرفى ديگر ، آيندهى مبهم كه هر لحظه ممكن است جريان تازهاى ، مرئى يا نامرئى ، هستىاش را به نيستى بكشد و از سوى سوم ، بساط سنگين و رنگين و حيرت برانگيز مناظر طبيعت هر آن نگاهش را به چيزى نو جلب مىكند . مسلّم است كه هر موجود مادّى بر انسان اثر مىگذارد و او را به سوى جهان مادّى متمايل مىسازد . آن گاه نفس امّاره به مدد آن ، سركشى مىكند و دل را به دنبال آن مىكشاند و هر چه دل به دنبال او رفت الاه او مىگردد :
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ
؟ « 1 » آن وقت است كه به كلّى آن را - كه اسكلت موحش و ماهيّت پر رنگ و بوى او را پوشانده و از تنگناى رحم به فراخناى طبيعت كشانده است - از ياد مىبرد و با خود مىگويد : من كىام ؟ طاوس علّيّين نشان . . . ؟ ! به دنبال اين غفلت ، انسان ، اين زبدهى عالم وجود و مرغ باغ ملكوت - كه در يك جا از او به كتاب مبين و در جاى ديگر به عالم اكبر تعبير شده است - مايهى اصلى ارزش خود را فراموش مىكند و نامش در شمار حيوانات ثبت مىشود ؛ بلكه به فرمودهى قرآن
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ
« 2 » .
هامش
( 1 ) جاثيه ( 45 ) : 24 .
( 2 ) أنفال ( 8 ) : 23 .