اجتماعى ( چون حفظ حقوق زن و فرزند و خانه و خانمان و هم سفران و مهرورزى و اذيّت نكردن آنان و نيازردن اجسام لطيف و أغنام و أحشام و مركب و زمين ) ، نبايد از نظر مسافر دور بماند .
به راستى اگر انسانى چنين باشد ، همواره برق خوش بختى كه از درونش مىدرخشد سينهى تيرگىها و سيهروزىها را خواهد شكافت و راه را بر او واضح و او را از گم راه شدن ايمن خواهد ساخت . آن وقت است كه دعايش رشتهى انديشهى رهايى از تعلّقات مادّى را با تار و پود وجودش پيچ و تاب مىدهد و ناخن احساس لطيف خداجويى تار دلش را به لرزه مىاندازد و نغمههايش دلربا و گامهايش استوار و قلبش اميدوار مىگردد .
اميد او سدهاى موانع را در هم شكسته راه را هموار مىگرداند و زمينهها را آماده و استعدادها را بارور مىسازد . آن وقت است كه با چپاولگران و نيرنگ بازان به ستيز برخاسته در بارهى خويش ، حسابگر و زيرك و آگاه و مؤمن و به راه محبوبى كه در طلب او مىسوزد معتقد مىگردد .
افسردگان به عالم بالا نمىرسند * اين آبهاى مرده به دريا نمىرسند
آئينه كى به چهرهى شبنم فشان رسد ؟ * چون آب ايستاده به آب روان رسد ؟
اين اثر ارزشمند از دوران حيات مؤلّف تا كنون مورد توجّه و عنايت عموم دانشمندان بزرگ اسلام بوده و از منابع محدّثان برجسته و گران قدرى از قبيل علّامهى مجلسى ( در بهار الأنوار ) و علّامه شيخ حرّ عاملى ( در وسائل الشّيعه ) و حاج ميرزا حسين نورى ( در مستدرك الوسايل ) قرار گرفته و نيز فقهاى بزرگى همچون صاحب جواهر و شهيد ثانى و پزشكان قديمى چون مؤلّف تحفهى حكيم مؤمن به آراى مؤلّف آن به ديدهى اهمّيّت نگريسته و به آن استنادها جسته و گاه بعضى از نظريّات او را به بحث و بررسى كشيدهاند .
اميد است ترجمهى اين كتاب نيز براى پارسى زبانان وسيلهى كسب معرفت و سير در طريق حق شود و براى صاحب دلان ، مونس غربت و مايهى پند و عبرت گردد ؛ چه مؤلّف گران قدر آن ، سيّد ابن طاوس ، توانسته است با