به بيانى بسيار ساده يعنى كسى كه صدايش براى عالم امكان آشناست و عالميان از او فرمانبرى دارند ، ديگرى را هم به موجودات بشناساند و معرّفى كند تا صداى او هم آشنا شود ؛ چه در همهى موارد و چه در دعايى خاص ؛ به اين مىگويند : « اجازه » . « 1 » البتّه اين راه صحيح و شرعى قضيّه است و راههاى شيطانى بحثى جدا دارد . قدرت ما فوق بشرى اجنّه و شياطين را از ياد نبريم و بدانيم كه :
إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ
. . . « 2 » .
نيز :
وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً
« 3 » .
طبق تصريح قرآن ، سامرى در بيان عمل شيطانى خود ؛ يعنى ساخت گوسالهى زرّينى كه صدا مىكرد - مىگويد : از خاك پاى رسول ( جبرئيل عليه السّلام ) برگرفتم و در تركيب گوساله به كار بردم :
قالَ : بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي
« 4 » .
نيز فصل الخطاب در بيان قدرتهاى شيطانى آيهى زير است :
وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ
هامش
( 1 ) ناگفته نماند كه خلوص نيّت و به واقع حاجتمند بودن هم در اين كار بسيار مؤثّر است . نيز شايد بعضى اذكار به خودى خود و بدون توجّه به گوينده اثراتى داشته باشند .
( 2 ) انعام ( 6 ) : 122 : ( . . . همانا شيطانها به دل دوستانشان افكنند كه با شما بستيزند . . . ) .
( 3 ) جن ( 72 ) : 7 : ( و اين كه مردانى از آدميان بودهاند كه به مردانى از جن پناه مىبردهاند و آنان را تباهى افزودند ) .
( 4 ) طه ( 20 ) : 97 : ( گفت : من چيزى ديدم كه آنان نديدند ( يعنى جبرئيل را ) . مشتى از خاك جاى پاى آن فرستاده را برداشتم و در تنديس افكندم ( تا جان گيرد و آواز دهد ) . دلم چنين برايم آراسته بود ) .