وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا : إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ . فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ . وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ . وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
« 1 » .
نكتهى ديگر آن كه هر گاه خواستيم دستور العملى را ، مثلا براى رفع بيمارى ، به كار گيريم ؛ علاوه بر آن كه بايد شرايط روحى ، از قبيل خلوص نيّت ، را در خود فراهم آوريم ، بايد اطمينان كامل هم داشته باشيم و بدانيم كه خداوند متعال بر هر كارى تواناست . عقل به زشتى و ناپسندى اين حكم مىكند كه بنده مولاى خود را بيازمايد ؛ آن هم پس از آن كه جز راستى از او نديده و لطف فراوانش را چشيده است . به بيان ديگر اين دعاها وسيلهاى براى ابراز حاجت و عرض نياز گرفتاران است نه آزمايشگاه و محلّ تفريحات سالم بىكاران ! اين كه چرا گاهى دعا اثر نمىكند و مستجاب نمىشود ، علل مختلفى دارد كه اين جا محلّ بحث آن نيست ؛ ولى اجمالا بايد دانست كه اگر دعايى مستجاب نشد ، اوّل بايد به دعاكننده شك كرد نه به خود دعا .
* * *
هامش
( 1 ) بقره ( 2 ) : 103 : ( پيروى از افسونى كردند كه شيطانها در پادشاهى سليمان مىخواندند .
سليمان كافر نشد ؛ ليك شياطين خود كافر شدند كه به مردم جادو و نيز چيزى را مىآموختند كه بر آن دو فرشته ، هاروت و ماروت ، در بابل فرود آمده بود . ( آن دو ) به كسى نمىآموختند جز آن كه مىگفتند :
ما آزمونايم ؛ تو كافر مباش . پس ، از آن دو چيزى مىآموختند كه با آن ميان زن و شوى جدايى افكنند . با آن كه جز به خواست خدا زيانى به كس نمىزدند . چيزى مىآموختند كه به ايشان زيان مىرسانيد و سود نه . با آن كه خود مىدانستند كه هر كه جادو خرد در سراى پسين بهرهاى نبرد . خود را به بد چيزى فروختند ، اگر مىدانستند ) .