فصل 11 : دعايى كه هنگام گرفتار شدن به چنگ دزد خوانده مىشود تا از دست او رهايى حاصل شود
در كتاب « المستغيثين » ديدم كه مؤلّف به سند خود از مردى از انصار ( به نام ابو مغلق ) چنين نقل مىكند كه : راه زنى به وى رسيد و خواست گريبانگيرش كند . او از راه زن خواست كه چهار ركعت نماز بخواند . راه زن پذيرفت . ابو مغلق نماز را خواند و سر به سجده نهاد و در آن حال گفت :
يا ودود ، يا ذا العرش المجيد ، يا فعّالا لما يريد ، أسألك بعزّتك الّتي لا ترام و ملكك الّذي لا يضام و بنورك الّذي ملأ أركان عرشك أن تكفيني شرّ هذا اللّصّ ، يا مغيث أغثني .
اى خداى بسيار مهربان ، اى مالك عرش بلند پايه ، اى كسى كه هر چه بخواهد انجام مىدهد ، به مقام شامخ تو كه بر كسى پوشيده نيست و به حكم رانىات كه در آن به كسى ستم نمىشود و به نورت كه همه جاى عرشت را فرا گرفته است ، از تو مىخواهم كه گزند اين دزد را از من باز دارى . اى فريادرس ، به فريادم برس .
سه مرتبه اين دعا را تكرار كرد كه ناگاه اسب سوار مسلّحى به سوى او آمد و راه زن را كشت و روى به او كرد و گفت : من يكى از فرشتگان آسمان چهارم هستم . اگر اين كار تو را ديگرى نيز انجام دهد ، من به كمكش مىشتابم ؛ گرفتار و غم زده باشد يا نباشد .
در همان كتاب به سند ، از زيد بن حارثه ، نقل است كه راه زنى وى را گرفت و خواست او را بكشد . گفت : رهايم كن تا دو ركعت نماز بخوانم . راه زن موافقت