فصل 9 : ذكر شواهدى در تصديق بيان پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه فرمود : در زمين جنهايى هستند كه گمشدگان را راه نمايى مىكنند
مؤلّف كتاب « محاسن » به سند خود از عمر بن يزيد ، نقل كرده است كه گفت : در يكى از سالها ، در سفر مكّه ، جادّه را گم كرديم . سه روز مانديم و تجسّس كرديم ؛ ولى اثرى از راه نيافتيم . روز سوم - چون هر چه خوردنى و آشاميدنى داشتيم ، تمام شده بود - با لباس احراممان خود را كفن پوش كرديم و حنوط بر خود زديم . در آن حال يكى از هم سفران ما بر خاست و فرياد زد : يا صالح . . . ! يا أبا تعالى ! صدايى از فاصلهى دور شنيده شد كه او را پاسخ داد .
پرسيديم : كيستى ؟ خدايت رحمت كند ! پاسخ داد : من يكى از چند نفرى هستم كه خدا در قرآن فرموده است : ( هنگامى كه گروهى از جن را به سويت روى آور ساختيم كه قرآن را بشنوند . . . ) « 1 » و جز من شخص ديگرى از آن گروه باقى نمانده است . مأموريّت من رساندن راه گم كردگان به جادّه است . راوى گويد : ما به دنبال صداى او رفتيم ، تا به راه رسيديم . « 2 » به خطّ جدّ سعادتمندم ، ورّام بن ابى فراس - كه خداوند عزّ و جلّ روح او را پاكيزه و مرقدش را نورانى فرمايد - در همين مورد كه ذكر شد ، مطالبى ديدم كه متن آن را در اين جا باز نويس مىكنم : از امام باقر ، محمّد بن على عليهما السّلام ، روايت شده است : « گروهى در يك روز گرم به مسافرت رفتند . به وسط كوير بىآب و علفى رسيدند . ميانهى روز گرما بر آنان فشار آورد . آب و غذايشان هم تمام شده
هامش
( 1 ) احقاف ( 46 ) : 30 .
( 2 ) محاسن : 379 .