نيز از همان كتاب ، به سند خود از ابو حمزهى ثمالى ، از امام باقر عليه السّلام ، روايت كرده است كه فرمود :
« كسى كه حيوانش فرارى شود ، اين كلمات را بگويد :
يا عباد اللَّه الصّالحين ، أمسكوا عليّ رحمكم اللَّه ! يا نار في ع ح و با ه ا ه ح .
اى بندگان شايستهى خدا ، خدايتان رحمت كند ! آن را براى من بگيريد . » [ پس از اين ذكر ، در روايت چنين عبارتى ديده مىشود : ] راوى گويد : امام عليه السّلام فرمود : « خشكى به ارع ح ، و دريا به ه و م ح سپرده شده است . » يكى از راويان حديث به نام عمر بن عبد العزيز گويد : من آن را در بارهى چند قاطرى كه گم كرده بودم ، انجام دادم ؛ آنها را برايم جمع كرد . « 1 » نيز از همان كتاب به سند خود از ابو عبيدهى حذّاء [ كفشگر ] نقل كرده است كه گفت : در خدمت امام باقر عليه السّلام بودم . شترم گم شده بود ؛ امام فرمود :
« دو ركعت نماز بخوان و اين را كه مىگويم باز گو :
اللّهمّ رادّ الضّالّة ، هاديا من الضّلالة ، ردّ عليّ ضالّتي فإنّها من فضل اللَّه و عطائه .
پروردگارا ، اى باز گردانندهى گم شده و هدايتكننده از گم راهى ، گم شدهام را به من باز گردان . به يقين ، اين از فضل و بخشش خداوند است . » پس امام عليه السّلام به غلامش دستور داد هودج حضرتش را بر يكى از شترانش ببندد و فرمود : « اى ابا عبيده ، بيا سوار شو . » با آن حضرت سوار شديم . مركب به راه افتاد . كمى راه رفته بوديم كه ناگاه چيز سياهى در ميانهى راه نظرمان را جلب
هامش
( 1 ) محاسن : 363 .