از روايتهايى كه در بارهى عمل به قرعه وارد شده ، خبرى است كه ما آن را به چند طريق كه به حسن بن محبوب مىرسد ، از كتاب « المشيخة » مىآوريم كه وى از مسند جميل و او از منصور بن حازم نقل كرده است كه گفت : امام صادق عليه السّلام در پاسخ به يكى از ياران ما كه مطلبى را پرسيده بود ، فرمود :
« اين را با قرعه به دست آور . » بعد چنين فرمود :
« كدام داورى از قرعه عادلانهتر است ؛ هر گاه به خداى عزّوجل واگذار شود ؟ آيا خداوند نمىفرمايد : ( پس قرعه كشيدند ؛ تير قرعه به نام او در آمد ؛ پس او از فرو افتادگان شد . ) « 1 » » « 2 » همچنين از جمله خبرهايى كه در مورد عمل به قرعه وارد شده ، حديثى است كه ما آن را نيز به چند طريق از كتاب « النّهاية » تأليف جدّم ، ابو جعفر طوسى ، روايت مىكنيم . [ شيخ طوسى ] مىگويد : روايت شده است از ابو تعالى امام كاظم عليه السّلام و از غير آن امام ، از پدرانش و پسرانش صلوات اللَّه عليهم از گفتهى ايشان : « قرعه در بارهى هر چيز مجهولى است » . به آن حضرت عرض كردم :
قرعه ، گاه به خطا مىرود و گاه واقع را مىنماياند . فرمود :
« هر چه را خدا به آن حكم كند ، اشتباه نيست . » « 3 » از اين اخبار آشكار مىشود كه در هر كار نامعلومى ، قرعه جايز است و هنگامى كه در مورد جهت قبله ترديد حاصل شود ، آن امر مجهول مىگردد ؛ پس شايسته است كه در اين مورد هم قرعه كشيده شود . در فصل آينده برخى از اخبار را در مورد نحوهى قرعه كشى مىآوريم .
فصل :
همچنين از مطالب مربوط به قرعه روايتى رسيده است در جلد آخر
هامش
( 1 ) صافّات ( 37 ) : 142 :فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ.
( 2 ) محاسن : 603 .
( 3 ) النّهاية : 346 .