كتاب « حلية الأولياء » تأليف حافظ ابو نعيم اصفهانى كه متن آن چنين است « 1 » :
عمران رضى اللَّه عنه گويد : مردى وقت فرا رسيدن مرگش شش بردهى خود را آزاد ساخت و حال آن كه جز ايشان اندوختهى ديگرى نداشت ؛ پس پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ميان ايشان قرعه انداخت و دو تن از آنان را آزاد كرد و چهار تن را به بردگى برگرداند . « 2 » اين نشانگر آن است كه در زمان پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم به قرعه عمل مىشده است و اين مطلب از طريق شيعه و سنّى ، هر دو ، نقل شده و در آن چه اشاره كرديم ، مانند اجماع گرديده است .
فصل :
در كتابى قديمى به نام « الأبواب الدامغة » تأليف ابو بشر احمد بن ابراهيم ابن احمد عمّى مطلبى ديدم كه عبارتش چنين بود : فاطمه بنت اسد فرمود : چون ابو طالب عليه السّلام در تنگناى تهى دستى قرار گرفت ، پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم با عبّاس پيش وى آمدند و براى اين كه فشار مخارج سنگين خانواده كمتر شود ، از طريق قرعه دو تن از فرزندان او را گرفتند . برگهى اسم على عليه السّلام به نام پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم در آمد ؛ پس او را با خود برد و از آن وى گرديد و بزرگش كرد و پرورشش داد . براى اين بود كه على عليه السّلام اخلاق ستوده و راه و روش پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم را فرا گرفت و نخستين فردى بود كه به او ايمان آورد و نبوّتش را تصديق كرد .
هامش
( 1 ) مؤلّف سند طولانى اين روايت را نيز نقل كرده است كه به جهت اختصار در ترجمه حذف شده است .
( 2 ) حلية الأولياء 10 : 215 .