كشفيات باستان شناسى ، وجود دست كم چهار دولت متمدن يعنى معين ، سبأ ، حضرموت و قتبان را در جنوب تأييد مىكند . چنان كه در منطقهء شمالى نيز دولتهاى متمدنى تشكيل گرديد ، مانند دولت لحيانىها در منطقهء حجر ، كنار ساحل خليج عقبه ، دولت نبطىها در بخشهاى جنوبى سوريه ، مملكت تدمر در بادية الشام ، دولت خاندان منذر در مرزهاى عراق ، مملكت غسانىها در شام و مملكت كنده در نجد .
اين ممالك از فرهنگ پيشرفتهاى برخوردار بودند . اما تمدن عرب قبل از اسلام از ميان رفت ، جنبههاى معنوى آنان به پستى گراييد و برخى خوىهاى ناپسند مثل عصبيت و انتقام جويى بر آنان حكمفرما گشت .
سر آمدترين و نيرومندترين قبايل عربى ، پيش از ظهور اسلام قريش بودند كه در شهر مكه سكونت داشتند . زمام امور به دست اشراف ، رؤساى خاندانها ، قدرتمندان و مالداران بود .
مكه به سبب قرار گرفتن بر سر راههاى بازرگانى و داشتن احترام دينى ، از اهميت بسيارى برخوردار بود . همان طورى كه مردم به قريش نيز به عنوان اينكه همسايگان خانهء خدا بودند احترام مىگزاردند و كسى نسبت به آنها جسارت نمىكرد . اين امر موجب شده بود كه تجارت آنان از دستبرد بسيارى از صحرانشينان مصون بماند .
از آنجا كه در مكه كشت و زرعى وجود نداشت ، بيشتر مردم آن به بازرگانى اشتغال داشتند .
اعتقادات دينى مردم پايهء درستى نداشت و بسيار ساده و سطحى بود . صحرانشينان معتقد بودند كه در جهان نيروهاى خارق العادهاى وجود دارند كه با استفاده از نيروى جن و شيطان بر جهان آنها سلطه دارند . به اعتقاد آنان جنّيان با كاهنان و جادوگران رابطه داشتند . از اين رو كاهنان از زبانى مبهم و مسجّع استفاده مىكردند و از آينده خبر مىدادند ؛ و به اين ترتيب اعراب به جادوگران و كاهنان روى آوردند .
گروه اندكى از اعراب به مسيحيت و يهوديت گرويدند و شمار كمى يكتاپرست بودند .
جزيرة العرب در انحطاط و تجزيهء سياسى و در دوران ركود فرهنگى بسر مىبرد .
زندگانى اجتماعيش بغرنج ، اوضاع اقتصادىاش آشفته و از جنبه دينى منحط گشته بود .
در چنين اوضاع و احوالى اسلام ظهور كرد . رسول خدا ( ص ) نظام قبيلهاى ، فردگرايى
الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 90
مساهمون: محمود شيت خطاب الموصلي
ص٩٠