و هم قدرت و شوكت هيئت حاكمه را حفظ مىكند و همگان را از شر سركشى و دشمنى در امان مىدارد :
« وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا ، إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ . إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ »
« 1 »
و اگر دو گروه از مؤمنان با هم بجنگند ، ميان آن دو را اصلاح دهيد ، و اگر [ باز ] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد ، با آن [ طايفهاى ] كه تعدى مىكند بجنگيد تا به فرمان خدا باز گردد . پس اگر بازگشت ، ميان آن دو را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست مىدارد . در حقيقت مومنان با هم برادرند ، پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد ، اميد كه مورد رحمت قرار گيريد .
در اين آيهء شريفه حالتى در نظر گرفته شده است كه ميان دو گروه از مؤمنان اختلاف بروز كند و امكان حل آن از راههاى صلح آميز وجود نداشته باشد و در نتيجه هر دوى آنان به زور متوسل شوند . آيهء شريفهء ، امت اسلامى را مكلف مىسازد كه با تعيين يك داور بىطرف علت بروز اختلاف را مورد رسيدگى قرار دهند و بكوشند كه ميان آنها آشتى برقرار كنند . اگر اين داور از راه گفتوگو به اين هدف رسيد و حق به صاحبش بازگشت و سركشى از ميان رفت و امنيت استقرار يافت ، خداوند مؤمنان را از شر جنگ رهانيده است . اما اگر يكى نسبت به ديگرى سركشى كرد ؛ و به دشمنى ادامه داد و از پذيرش حق و داورى مؤمنان سر باز زد ، در اين صورت سركش است و از سيطرهء قانون بيرون رفته و عليه قانون و نظام الهى سر به شورش برداشته است . پس بر همهء مسلمانان واجب است كه با او بجنگند تا آنكه تسليم شود و به حق باز گردد .
هدف از وضع اين قانون حفظ وحدت اسلامى و از ميان بردن زمينههاى تفرقه است .
هامش
( 1 ) - حجرات ( 49 ) ، آيات 9 - 10 .