برانگيزد برخورددار باشد .
من هيچ يك از رهبران امتهاى گذشته و حال را نمىشناسم كه مانند رسول خدا ( ص ) از ويژگىها و صفات شايستهء فرماندهى برخوردار بوده باشد . زيرا آن حضرت صفات و مزيتهايى داشت كه با يك امت برابرى مىكرد ؛ و يا به قول معروف او به تنهايى يك امت بود .
اگر ديده مىشود كه مسلمانان در دوران ناتوانى كه به وسيلهء مكيان از خانههاىشان بيرون رانده مىشدند و نيز در اوج قدرت و دوران حكمرانى بلامنازع شبه جزيره عربستان از روحيهء عالى معنوى برخوردارند ، جاى هيچ شگفتىاى نيست .
امور تداركاتى * : نقشههاى عملياتى هر چند دقيق ، حساب شده و معقول باشند ، در صورتى كه اجراى آنها از جنبهء تداركاتى دشوار باشد ، به نتيجهء مورد نظر نخواهد رسيد .
بلكه بايد از اين هم فراتر رفته بگوييم : اجراى هر نقشهاى در گرو امكانات تداركاتى آن است .
رسول خدا ( ص ) در نبردهاى خويش به مسائل تداركاتى اهتمام بسيار مىورزيد و عموم مسلمانان براى تدارك آذوقه ، آب ، نقليه و سلاح رزمندگان همكارى مىكردند .
اسلام جهاد با مال و جان را قرين يكديگر ساخته است : « مقام كسانى كه ايمان آوردند و تن به هجرت دادند و با مال و جان در راه خدا به جهاد برخاستند نزد خدا برتر است و آنها همان رستگارانند » « 1 » . . . « مثل كسانى كه اموالشان را در راه خدا انفاق مىكنند ، همچون دانهاى است كه هفت خوشه بروياند و در هر خوشه يكصد دانه باشد .
خداوند آن را براى هر كس كه بخواهد چند برابر مىكند ، خداوند گشايشگرى داناست » « 2 » . . . « پس چرا در راه خدا انفاق نمىكنيد در حالى كه ميراث آسمانها و زمين از
هامش
* - در كتابها و منابع نظامى كه در دسترس بود اصلى به عنوان امور تداركاتى نيافتيم . البته اصول ديگرى در آنها مطرح شده است كه مؤلف نامى از آنها نبرده است مثل « اصل مانور » و « اصل سادگى » . مراجعه كنيد : به كليات و مبانى استراتژى و جنگ ، على باقرى كبورق ، مركز نشر بين الملل ، ص 144 و 146 و استراتژى بزرگ ، ص 66 و 68 .
( 1 ) - « الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ » ( توبه ( 9 ) ، آيهء 20 )
( 2 ) - « مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ » ( بقره ( 2 ) ، آيهء 261 )