مىكردند . آنها در رسيدن به هدف در هنگام مناسب و پيش از كسب آمادگى دشمن ، و نيز خنثى سازى نيات خصمانهاش موفق بودند .
سپاه اسلام تا دومة الجندل ، تبوك ، در حدود فلسطين ، و طايف پيش رفتند ، در حالى كه همهء اين مناطق از پايگاه اصلى آنان يعنى مدينه دور بود . همهء اين راهها شبانه و در شرايط بسيار سخت جوّى و تداركاتى پيموده شد ، چنان كه هنگام بازگشت از غزوهء بنى مصطلق سى ساعت راه را يكسره طى كردند .
ديديم كه چگونه رسول خدا ( ص ) در طرح و اجراى نقشههاى جنگى از خود انعطاف نشان داده هنگام نياز و با توجه به شرايط آنها را تعديل مىفرمود .
همهء اين موارد نشان دهندهء به كارگيرى اصل انعطاف پذيرى و به كارگيرى نيروها با سرعت ارتشهاى امروزى از سوى پيامبر ( ص ) است . زيرا راهپيمايىهاى شبانه ، طى مسافتهاى دراز و سى ساعت حركت بدون وقفه و بدون استراحت نشان دهندهء آموزش پيشرفته و كارآيى ممتاز مىباشد .
هماهنگى « 1 » * : چگونگى همانگى تيراندازان را با شمشيرزنان و نيزهداران ، در جنگ بزرگ بدر ديديم . تير اندازان با تيرباران و وارد ساختن خسارتهاى سنگين ، راه تهاجم شمشير زنان و نيزهداران را براى از ميان بردن نهايى مقاومت قريش هموار ساختند . در جنگهاى ديگر نيز همكارى ميان نيروهاى سوار و پياده چشمگير بود .
رسول خدا ( ص ) با سپردن مأموريت مناسب به هر يك از يگانهاى رزم ، اصل همكارى را در همهء غزوهها حفظ مىكرد . همينطور با ايجاد همكارى ميان صفهاى گوناگون - در زمان و مكان مناسب - راه پيروزى مطلوب سپاه خويش را هموار مىفرمود .
همچنين آن حضرت ميان قبايل گوناگون اسلامى ، چنان همكارىاى پديد آورد كه در شبه جزيره عربستان مانند نداشت :
« وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ
هامش
( 1 ) - هماهنگى : سوق دادن تلاش كليه دستجات و يگانهاى نظامى ، در راستاى حصول پيروزى .
* - در بيشتر نوشتههاى نظامى به جاى اين اصل ، اصل « وحدت فرماندهى » را عنوان كردهاند كه در واقع چهرهء ديگرى از همين بحث است ، يعنى اين فرماندهء واحد است كه هماهنگى ايجاد مىكند .