خدا انفاق كرد و دم مرگ عبايى بيش نداشت . عمر نيمى از مال خود را انفاق كرد . عثمان علاوه بر اموال بسيارى كه در ديگر غزوهها بخشيد ، « جيش العسره » را در غزوهء تبوك مجهز ساخت . اما دربارهء خاندان پيامبر ( ص ) ، حسن چنين نقل مىكند :
روزى رسول خدا ( ص ) ضمن خطابهاى فرمود : « به خدا سوگند در نه خانهء آل محمد يك صاع غذا يافت نمىشود . » سوگند به خدا اين سخنان را براى خودستايى نفرمود ، بلكه هدفش اين بود كه امتش به آن حضرت اقتدا كند .
كسانى كه در دورههاى بعد قصد تأسى جستن به پيامبر ( ص ) و يارانش را داشتند به سختى افتادند .
آنها پانزده قرن پيش ، همه چيزشان حتى ابتدايىترين لوازم زندگى را در راه خدا و مصالح همگانى فدا كردند . كجاى اين فداكارىها با رفتار رهبران قرن بيستم شرق و غرب قابل مقايسه است ؟ زيرا اينان دفاع از محروم ، كارگر و كشاورز را وسيلهء تجارت قرار دادهاند و در حالى كه به حساب تهيدست ، كارگر و كشاورز در ناز و نعمت به سر مىبرند ، به ظاهر نيز از آنان دم مىزنند .
چند ويژگى ديگر :
مساوات :
رسول خدا ( ص ) نه تنها در هر كارى با يارانش به مساوات رفتار مىكرد ، بلكه انجام برخى از كارهاى پر خطر را خود به عهده مىگرفت ، تلاش آن حضرت چندين برابر ديگران بود و محروميتى بيش از ديگران تحمل مىكرد .
هنگام ساختن مسجد مدينه ، همانند ديگر مسلمانان به حمل سنگ ، خاك ، تنهء درخت خرما و خشت مىپرداخت . هنگام حركت به بدر ، هفتاد شترى را كه در اختيار داشت ، ميان يارانش تقسيم كرد . سهم او و على بن ابيطالب و مرثد بن ابى مرثد تنها يك شتر بود كه به نوبت سوار مىشدند ؛ درست همان كارى كه تكتك نيروهايش انجام مىدادند . در پاسخ به پيشنهاد همسفرانش كه گفتند : « ما در ركاب شما حركت مىكنيم » ، فرمود : « نه شما از من نيرومندتريد و نه من براى پاداش بردن از شما بىنيازترم . »
در غزوهء خندق ، با دستان مباركش زمين را مىكند و سنگ و خاكش را بر دوش