رسول خدا ( ص ) قصد آنها را دارد . و در نتيجه از همكارى با يكديگر محروم ماندند .
از نمونههاى غافلگيرى در زمان ، غزوهء بنى قريظه است . زيرا در زمانى كه يهوديان انتظارش را نداشتند آنان را مورد تهاجم قرار داد و روحيهء آنان را خرد كرد ، و تا پايان نبرد ، اصل غافلگيرى را حفظ فرمود .
همين طور راه نفوذىاى كه پيامبر خدا ( ص ) ، با آرامى و مهابت كامل تا رسيدن به خيبر پيمود و شبانه خود را به آنجا رساند ؛ و نيز محاصرهء شهر در همان شب - بدون آنكه يهود دربارهء زمان رسيدن آن حضرت و محاصرهء شهرشان چيزى دانسته باشند - نمونه غافلگيرى در زمان به حساب مىآيد .
از ديگر نمونههاى غافلگيرى در روش ، مبارزهء رسول خدا ( ص ) در جنگ بدر با شيوهء صف در برابر قريش بود كه با شيوهء جنگ و گريز مبارزه مىكردند . بدون ترديد ، شيوهء صف از نظر نظامى بر شيوهء جنگ و گريز برترى دارد .
حفر خندق در غزوهء احزاب نيز غافلگيرى در روش بود ، زيرا عربها با كاربرد خندق براى هدفهاى دفاعى آشنا نبودند .
آن حضرت در غزوهء طايف از منجنيق و دبابه استفاده كرد كه اين نيز غافلگيرى در روش بود .
فرماندهء برجسته به كسى گفته مىشود كه اصل غافلگيرى را در نبردهاى خود به كار بندد ؛ و رسول خدا ( ص ) با به كارگيرى اين اصل بهترين و سرنوشت سازترين نتايج رزمى را به دست آورد .
تمركز نيرو « 1 » : رسول خدا ( ص ) از آغاز نزول وحى در راه نشر دعوت با حكمت و موعظهء حسنه جهاد مىكرد . مفهوم انتشار دعوت ، افزايش قدرت و تكميل بسيج نيروهاى اسلامى براى به كارگيرى در زمان و مكان مناسب بود .
از ديدگاه نظامى ، هجرت آن حضرت به مدينه نيز به مفهوم تمركز نيروها در يك ناحيه و زير نظر فرماندهى واحد بود .
جهاد اسلامى هنگامى آغاز گشت كه تمركز نيروهاى مسلمانان به پايان رسيده بود و
هامش
( 1 ) - تمركز نيرو : عبارت است از تمركز بزرگترين قدرت معنوى ، جسمانى و مادى و استفادهء از آن در زمان و مكان سرنوشت ساز .