نسب را در ميان اعراب دارا بود .
اما براى بيان سيرهء شخصى آن حضرت ( ص ) رشتهء سخن را به سر ويليام موير
( riuM mailliW riS )
مىسپارم . من به ويژه اين سخنان را نقل مىكنم كه نويسنده مسلمان نيست و در نتيجه نمىتوان او را به گزافه گويى متهم ساخت . او مىنويسد : « همهء اسناد و مدارك موجود گواه آن است كه فروتنى ، ادب و نيك خويى دوران جوانى پيامبر ( ص ) در ميان مكيان بىمانند بوده است . » در جاى ديگر مىگويد : « او در پرتو خرد برتر ، ذوق سرشار ، دقت و ژرف انديشى خدادادى خويش ، زمان درازى در خود فرو مىرفت و اوقات فراغت را كه افراد فرومايه با عياشى ، خوشگذرانى و هرزگى سپرى مىكردند ، به تفكر مىپرداخت . اخلاق نيك ، پارسايى و پاكدامنى اين جوان برومند مورد ستايش قلبى همهء خويشاوندان او قرار گرفت و همگى با طيب خاطر به وى « راستگوى امانتدار » لقب دادند . »
او مىگويد : « محمد هرگز دنبال ثروت اندوزى نبود ، چنين پديدهاى در طول زندگى عادى ، آرام و با اطمينان وى در بلواى جهانگردى ، غوغاى تجارت و رنج سفر ديده نشد .
محمد خود هرگز به تجارت تمايلى نداشت و آن چيزى كه وى را به اين كار واداشت كمك به عمويش بود . »
واشنگتن ارونگ « 1 » دربارهء رسول خدا ( ص ) مىگويد : « محمد طبيعتى آرام و سازگار داشت ، گاه شوخى مىكرد ، اما بيشتر وقتها جدى بود ، هر چند كه هميشه لبخندى دلربا بر لب داشت . همهء رفتار پيامبر نشان دلسوزى او بود . او حاضر جواب ، خوش حافظه ، بلند نظر و هوشمند بود . انسانى عدالت پيشه بود و با آشنا و بيگانه ، توانگر و تهيدست و نيرومند و ناتوان يكسان رفتار مىكرد . همهء مردم او را دوست مىداشتند ، زيرا با آنان به گرمى روبهرو مىشد ، و به درد دلهايشان گوش فرا مىداد . او مردى نيكخو ، با گذشت و بردبار بود . »
هامش
( 1 ) - من واقعا مايل نبودم كه براى اثبات عظمت شخصيت پيامبر ( ص ) به گفتههاى مستشرقان و ديگران استشهاد كنم ولى بناچار اين دو مورد را نقل كردم ، زيرا كه اين هر دو نويسنده غير مسلمانند و فضيلت آن است كه دشمن تصديقش كند .