تلاش مىكنند قرار مىگيرند ، تا برسد به كسى كه همهء تلاش او براى سعادت جامعه در گستردهترين مفهوم آن است . در اينجا به مرحلهاى مىرسيم كه چه بسا مانند بحث از حقيقت ، عدالت خواهى و خدمت به جامعه مطلق گرايى محسوب مىشود .
آنچه گفتيم متن آموزشهاى روان شناسى جديد است كه نشان مىدهد قرار گرفتن همهء تلاشهاى يك انسان در راستاى سعادت بشرى ، امرى بسيار بعيد است .
رسول خدا ( ص ) نه تنها چنين كرد بلكه پا را از آن هم فراتر نهاد . به راستى اگر روانشناسان امكان وجود چنين انسان ايدهآلى را كه تلاش او در راستاى سعادت همهء جامعه باشد انكار كنند حق دارند ، زيرا نشنيدهاند كه آن حضرت فرموده است : « هيچيك از شما ايمان نياورده است ، مگر آنكه هر چه را براى خودش دوست مىدارد براى برادرش نيز دوست بدارد » ، بنابراين اگر آن حضرت از تمامى اين شخصيت بى مانند با تمام جلال و شكوه آن برخوردار باشد ، چه جاى شگفتى است ؟ !
ك - توانايى جسمى : رسول خدا ( ص ) از توان جسمانى عالىاى برخوردار بود . در مباحث گذشته ديديم كه چگونه در حفر خندق براى شكستن صخرههاى بزرگ و محكم ، اصحاب از ايشان كمك مىگرفتند و آن حضرت با بازوان توانمند خود به وسيلهء كلنگ آنها را خرد مىكرد .
آن حضرت در كار نگهبانى ، شناسايى و راهپيمايىهاى طولانى و دشوار در همهء فصلهاى سال با يارانش شركت مىجست و از خود چنان بردبارى و چابكىاى نشان مىداد كه نيرومندترين يارانش از آن ناتوان بودند .
ل - گذشتهء افتخار آميز : اعراب به نسب اهميت بسيار مىدادند ؛ و رسول خدا ( ص ) به شريفترين قبيله اعراب يعنى قريش و سرور قريش يعنى بنى هاشم منسوب بود .
همچنين آن حضرت از سوى مادرش آمنه ، دختر وهب بن عبد مناف بن زهره و از سوى پدرش عبد الله بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف « 1 » ، شريفترين حسب و برترين
هامش
( 1 ) - پدر آن حضرت از بنى هاشم و مادرش از بنى زهره است . قريش ده تيره دارد كه شرافت به آنها ختم مىگردد و در رأس آنها بنى هاشم و بنى زهره - كه سعد بن ابو وقاص زهرى ، بانى كوفه و يكى از ده تن بشارت يافتگان به بهشت از آنها است - قرار دارند .