بنو جذيمه گفته بودند : « صبأنا . . . صبأنا » و خالد آن را به معناى ظاهرى لفظ يعنى از دينى به دين ديگر در آمديم حمل كرد . او به اين مقدار بسنده نكرد ، بلكه انتظار داشت كه بگويند : اسلام آورديم . « 1 » دليلش هم اين است كه گفت : « سلاحها را بر زمين بگذاريد كه مردم اسلام آوردهاند . » « 2 » اين سخن دال بر آن است كه او قانع نشد كه كلمهء صبأنا به مفهوم اسلمناست . « 3 »
درسهايى از فتح :
غافلگيرى : رسول خدا ( ص ) هنگامى كه آهنگ حركت به مكه فرمود ، مقصد خويش را به شدت در پردهء كتمان نگه داشت .
به نزديكترين يارانش مثل ابوبكر و محبوبترين زنانش يعنى عايشه اجازه نداد كه دربارهء اين اخبار چيزى بدانند . تا هنگامى كه او و يارانش همهء امكانات لازم را آماده كردند و به مسلمانان داخل و خارج از مدينه فرمان آماده باش صادر فرمود ، نيات آن حضرت همچنان پوشيده بود ؛ اما در آستانهء حركت از مدينه چون دليلى براى راز دارى وجود نداشت ، نيات خود را آشكار ساخت .
با وجود اين از فرستادن جاسوسان و مراقبان و گشتىهاى شناسايى ، به منظور جلوگيرى از نفوذ اخبار حركت خود به قريش ، غفلت نورزيد .
جاسوسان آن حضرت در مدينه وظيفه داشتند كه از نفوذ هرگونه خبرى به قريش جلوگيرى كنند ؛ و ديديم كه چگونه از ارسال نامهء حاطب بن ابو بلتعه به مكه آگاه گشت و پيش از رسيدن به مكيّان آن را توقيف كرد .
هامش
( 1 ) - فتح البارى بشرح البخارى ، ج 8 ، ص 46 .
( 2 ) - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 53 ؛ طبرى ، ج 2 ، ص 341 ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 97 ؛ و تاريخ ابى الفدا ، ج 1 ، ص 145 .
( 3 ) - تفاصيل اين مطلب را در سيرهء خالد بن وليد مخزومى در كتاب ، قادة فتح العراق و الجزيره ، ص 72 - 74 ، اثر نويسنده ببينيد .