مىشنود ؟ ! » آنگاه نزديك رفتم و آن را شكستم و به همراهانم فرمان دادم تا انبار نذوراتش را ويران كردند ، ولى چيزى در آن نيافتند . آنگاه به خادم گفتم : « حالا نظرت چيست ؟ » گفت : « مسلمان شدم ! »
سريهء سعد بن زيد اشهلى بر سر مناة « 1 »
رسول خدا ( ص ) در رمضان سال هشتم هجرى ، سعد بن زيد اشهلى را بر سر مناة فرستاد . اين بت در مشلّل « 2 » و متعلق به قبايل اوس ، خزرج و غسان بود . او همراه بيست سوار حركت كرد تا به بت رسيد . خادم بت گفت : « چه مىخواهى ؟ » گفت : « نابودى مناة را » گفت : « تو و اين كار ! » آنگاه سعد و يارانش بت را ويران كردند و در خزينهاش هم چيزى نيافتند . سعد ، شش روز مانده از رمضان به مكه بازگشت .
سريه خالد بن وليد بر سر جذيمه از كنانه
پس از بازگشت خالد از ويران سازى عزّى ، رسول خدا ( ص ) كه هنوز در مكه بود در شوال سال هشتم هجرى ، وى را بر سر بنى جذيمه در پايين مكه ، در ناحيه يلملم « 3 » فرستاد . غرض پيامبر ( ص ) از اعزام وى ، دعوت مردم به اسلام بود ، نه جنگ . « 4 » خالد آنان را به اسلام دعوت كرد . اما آنان نتوانستند به طور صحيح بگويند اسلمنا ، ( اسلام آورديم ) ، بلكه مىگفتند صبأنا ! صبأنا ! و منظورشان اين بود كه از آيين خود دست برداشتيم و به آيين جديد گرويديم . خالد شروع كرد به كشتن و اسير گرفتن . آنگاه اسير هر كس را به خودش داد و در يك روز فرمان قتل همهء آنان را صادر كرد . چون خبر اين جنايت به رسول خدا ( ص ) رسيد فرمود : « پروردگارا ! من از كردهء خالد بيزارم . » « 5 »
هامش
( 1 ) - مناة : كهنترين بت عرب بود و نام « عبد مناة » و « زيد مناة » در ميان عرب به مناسبت اين بت بود . اين بت در ساحل درياى سرخ ، در ناحيهء مشلل ، در قديد ، ميان مكه و مدينه نصب بود . همهء اعراب براى آن قربانى مىكردند و آن را بزرگ مىداشتند . اوس و خزرج و ساكنان مكه و مدينه و اطراف ، اين بت را تعظيم مىكردند ، برايش قربانى مىكردند و هديه مىدادند . از همه بيشتر اوس و خزرج به آن احترام مىگذاشتند . ر . ك : كتاب الاصنام ، كلبى ، ص 13 .
( 2 ) - مشلل : كوهى است ، كه از آن به قديد فرود مىآيند ، در ناحيهء درياى سرخ . ر . ك : معجم البلدان ، ج 8 ، ص 67 .
( 3 ) - يلملم : جايى است به فاصلهء دو شب از مكه و ميقات مردم يمن است . ر . ك : معجم البلدان ، ج 7 ، ص 514 .
( 4 ) - ر . ك : فتح البارى بشرح البخارى ، ج 8 ، ص 45 ؛ سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 53 ؛ و طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 147 .
( 5 ) - فتح البارى بشرح البخارى ، ج 8 ، ص 45 - 46 .