حوادث : عيينة بن حصن فزارى به حومهء مدينه حمله كرد . در آنجا زن و مرد مسلمانى را ديد كه شتر باردارى را مىچرانند . عيينة و يارانش آن مرد را كه پسر ابوذر غفارى بود كشتند . شتر را دزديدند و زن را همراه خود بردند .
در اين ميان سلمة بن عمرو بن اكوه اسلمى آنان را ديد كه شتر را مىبرند و فرياد زد :
كمك ! كمك ! در اين هنگام براى نخستين بار ندا داده شد : « يا خيل الله اركبى » ( اى سپاهيان خدا سوار شويد ! ) سلمه به تنهايى عيينة و يارانش را تعقيب كرد و سپس مسلمانان به دو پيوستند و در محل ذى قرد موفق شدند كه شتر و زن مسلمان را باز پس بگيرند .
سپس به مسلمانان خبر رسيد كه عيينة و يارانش به محلى دور از ذى قرد رسيدهاند . و در آنجا شترى كشتهاند . اما بعد معلوم شد كه پس از پوست كندن شتر ، با مشاهدهء گرد و غبارى پنداشتهاند كه مسلمانها به آنان نزديك شدهاند و شتر را بجا گذاشته و با سرعت گريختهاند . آنان از اينكه موفق به گريز از چنگ مسلمانان شده بودند ، بسيار شادمان بودند . آرى ، اين اعراب راست مىگفتند كه مىتوانند خودشان را نجات بدهند ! !
سريههاى استقرار امنيت و تشديد محاصره اقتصادى . ( ر . ك : پيوست « ز » ) :
هدف
تأمين امنيت پايگاه امن اسلام يعنى مدينهء منوره ، تسلط بر قبايل اطراف و تنگ كردن حلقهء محاصرهء اقتصادى قريش و هم پيمانهايشان .
حوادث :
الف - سريهء عكاشة بن محصن اسدى به سوى غمر « 1 »
در ربيع الاول سال ششم هجرى ، رسول خدا ( ص ) عكاشة را همراه چهل رزمنده به ناحيه غمر اعزام كرد . او از مدينه بيرون آمد و به سرعت حركت كرد . اما پس از آنكه اعراب از حركت وى باخبر شدند ، ديار خود را ترك كردند و گريختند . مسلمانان بدون برخورد با هيچ مانعى دويست شتر را با خود به مدينه آوردند .
هامش
( 1 ) - غمر : غمر مرزوق و آن آبى است متعلق به بنى اسد به فاصلهء دو شب راه از فيد ، راه اول مدينه . ر . ك : طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 84 .