سرنوشت ساز بود و چنانچه مشركان و يهوديان در آن پيروز مىشدند ، مسير تاريخ اسلام تغيير مىكرد .
يهوديان توانستند كه احزاب را در اطراف مدينه گرد آورند و پس از رسيدن احزاب به اين شهر كه به منظور نابود سازى مادى و معنوى مسلمانان آمده بودند ، يهوديان بنى قريظه نيز به يارى آنها آمدند . اين تجمع بزرگ ديگر هرگز پيش نمىآمد به خصوص بعد از ناكامى احزاب .
شكست احزاب به مفهوم عدم امكان تكرار تجمع بزرگ آنان بود و بطور مسلم پس از آنكه با اين نيروى بزرگ از شكست مسلمانان عاجز ماندند ، بطور جداگانه توان از ميان بردن آنها را نداشتند . اين پيامد بعدها در انتشار اسلام نقش تعيين كنندهاى داشت .
در همان روز پايانى جنگ خندق مسلمانان از دورهء دفاع « 1 » به دورهء تهاجم « 2 » انتقال يافتند . از اين رو ، پس از شكست احزاب ، رسول خدا ( ص ) فرمود : از اين پس ما با آنان مىجنگيم ، نه آنان با ما ! »
پس از اين غزوه ابتكار عمل به دست مسلمانان افتاد و تا هنگامى كه اسلام سراسر شبه جزيرهء عربستان را فرا گرفت و پرچم اسلام در شرق و غرب دنيا بالاتر از همهء پرچمها به اهتزاز در آمد ، آن را حفظ كردند :
« وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً »
« 3 »
[ و خداوند آنان را كه كفر ورزيدهاند ، بى آنكه به مالى رسيده باشند ، به غيظ [ و حسرت ] برگرداند ، و خدا [ زحمت ] جنگ را از مؤمنان برداشت و خدا همواره نيرومند و شكست ناپذير است ! ]
هامش
( 1 ) - دفاع : تعبيرى نظامى است كه مراد از آن « تدبيرهاى اخذ شده براى متوقّف ساختن دشمن در يك موضع براى مدتى كوتاه يا بلند » مىباشد .
( 2 ) - تهاجم : تعبيرى نظامى است كه بر « سلسله حملههاى پياپى » اطلاق مىشود ، اين حملهها تنها در صورت نياز متوقف مىگردد .
( 3 ) - احزاب ( 33 ) ، آيهء 25 .