آزمودهاى دارد كه از فرماندهى مسلطى برخوردار باشد و هدفهاى معينى را دنبال كند .
از آنجايى كه قبايل پيوسته از نقطهاى به نقطهء ديگر كوچ مىكنند ، توانايى تحمل محاصرهاى طولانى مدت و دورى از زن و فرزند را ندارند . اين بود كه با وجود كوتاهى مدت محاصره ، اعراب به تنگ آمده رفتن را بر ماندن ترجيح دادند .
درسهايى از غزوهء خندق :
فرماندهى : فرماندهى آشفتهء اعراب و يهود را مورد بررسى قرار داديم و آثار نامطلوب آن بر جنگ را ديديم .
به همان اندازهاى كه فرماندهى احزاب سست و بى پايه بود ، فرماندهى مسلمانان نيرومند ، با مهارت و دور انديش بود .
رسول خدا ( ص ) تصميم به ماندن در مدينه منوره گرفت و فرمان داد تا خندقى برگرد آن كنده شود . براى حفر خندق دشتهاى ناحيهء شمال شهر را انتخاب فرمود و كار حفر آن را به طور مساوى ميان يارانش تقسيم كرد . آن حضرت ، خود بر جريان كار نظارت داشت و بدون اجازهء وى هيچ كس حق ترك گفتن محل كارش را نداشت . تا آنكه كار حفر خندق پيش از رسيدن احزاب به مدينه منوره با موفقيت به پايان رسيد .
آن حضرت نيز همانند ديگر يارانش به كندن خندق مشغول شد ، حتى انجام كارهاى دشوار ، مثل خرد كردن سنگهاى سخت را كه يارانش از عهده بر نمىآمدند ، خود به عهده مىگرفت . سپس وظيفهء اشغال مواضع پشت خندق را ميان يارانش تقسيم كرد ، بطورى كه با وجود سرماى هوا ، حتى از يك وجب آن در شب و روز غفلت نمىشد .
خود آن حضرت نيز جز براى سركشى به نگهبانان و مواضع دفاعى و نيز تشويق مؤمنان به پيكار و بالا بردن روحيههاى آنان موضعش را ترك نمىگفت . يك نيروى نگهبانى قوى را در مدينه گماشت تا از زنان و كودكانى كه در خانهها مانده بودند حراست كند .
مهمتر از همه اين كه پس از رسيدن نيروى برتر احزاب به حومهء مدينه و پيمان شكنى بنى قريظه ، خطر از درون و برون مسلمانان را تهديد مىكرد ، با اين وجود آن حضرت بر نيروهاى زير فرمانش تسلط كامل داشت .