اين خلقيات سرلوحهء اخلاق فرماندهى است : داشتن خوى شكيبايى براى فرماندهان يك اصل است كه براى ايستادگى رو در روى دشمن ضرورى مىباشد . مدارا زينت فرمانده و مايهء وقار و احترام اوست و دوستى مىآفريند . فروتنى موجب ايجاد محبت ميان سربازان مىگردد و از همين رو با فرماندهشان انس مىگيرند . بردبارى و گذشت شرط رياست است . همهء موارد ياد شده و ديگر خلقيات در رسول خدا ( ص ) در حد كمال موجود بود و آن حضرت چون مشعلى فروزان ، فرا راه همهء كسانى است كه آرزوى فرماندهى ديگران را در سر مىپرورانند .
2 . ويژگيهاى عقلى
1 - 2 . حكمت ، تفكر و دورانديشى
رسول خدا ( ص ) در دورانى به پيامبرى مبعوث گشت كه عقل مردم تباه شده بود و به جاى خداوند به بتها ايمان داشتند و بر آنها سجده مىكردند . جادو و جادوگرى در ميان آنها رواج داشت .
افكارشان كوتاه و مادىگرايانه بود و مىگفتند : انْ هِىَ الّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَنَحْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثينَ « 1 » ( مؤمنون : 37 ) . پيامبر ( ص ) خود آنها را بيدار ساخت و به انديشه واداشت و از عبادت بتها به عبادت خداى يكتاى يگانه كشانيد . آن حضرت بتپرستى را از ساحت جامعه زدود و مردم را از ورطهء تباهى رهانيد و از آنها امتى با شوكت و بلندمرتبه ساخت .
خدايش برگزيد تا پيامبرى و معلمى كند و خداوند رسالتش را جز در وجود افرادى خردمند نمىگذارد : اللّه اعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ « 2 » ( انعام : 124 ) .
رسول خدا ( ص ) با عقل كامل خويش رهبرى مردم را به دست گرفت و آنان را به بالاترين مراتب عزت دين و دنيا رسانيد .
با وجود آنكه قوم عرب ، مردمانى درشت خو و بد رفتار بودند و به پيام آسمانى رسول خدا ( ص ) روى خوش نشان نمىدادند ، حضرتش آنان را تربيت كرد و در پرتو رهبريهاى حكيمانهاش از وادى نادانى به شاهراه دانش و آگاهى رهنمون شدند . در پرتو تلاشهاى
هامش
( 1 ) . زندگانى جز اين چند روزه حيات دنيا بيش نيست كه زنده شده و خواهيم مرد و ديگر هرگز از خاك برانگيخته نخواهيم شد .
( 2 ) . خدا داناتر است كه رسالت خود را در كجا قرار مىدهد .