آنجا موجود بود ، مانند راههاى موازى فرات از عراق تا شام ، راههاى ميان يثرب و مكه ، و مكه و عراق و راههايى كه شهرها و روستاهاى جزيرة العرب را به هم متّصل مىكرد .
2 . اسلحه : مهمترين قلم تداركاتى روزگار جاهلى را اسلحه تشكيل مىداد . رزمندگان پيش از رفتن به جنگ مسلح مىشدند و در اثناى نبرد پشتيبانى تسليحاتى نمىگرديدند .
بنابراين ، اگر شمشير رزمندهاى مىشكست يا تيرهاى او تمام مىشد ، چنانچه خود چيزى در اختيار داشت استفاده مىكرد و گرنه از ادامهء پيكار باز مىماند .
3 . غذا و آب : مهمترين غذاى مورد استفاده در پشتيبانى ، خرما ، انگور يمن و طايف ، عناب ، ماهى ، ملخ ، نان جو ، خيارچنبر و گوشت شكار بود . در اين ميان خرما غذاى اصلى بود .
مدينه به داشتن خرماى خوب و فراوان شهرت داشت . سرشت عرب بر كمخورى نهاده شده است و مىتواند روزانه با چند خرما سر كند . در سالهاى قحطى نيز از چيزهايى مثل پوست ، گوشت خارپشت ، مار و گوشت شكار و غيره تغذيه مىكرد .
اما آب در پشتيبانى از اقلام استراتژيك بود . آب مسير سپاه را تعيين مىكرد و طرفين نبرد براى دستيابى بدان از هم پيشى مىگرفتند و طرف مقابل را از آن منع مىكردند . در هنگام اقامت و يا استراحت ، نزديكى به آب براى سپاه بسيار اهميت داشت . از اين رو ، براى انبار كردن آب و نگهدارى آن در چاهها ، حوضهاى بزرگ يا مشك - كه هر عدد آن ويژهء ده رزمنده بود - يا مخازن سنگى نهايت تلاش را به خرج مىدادند . مخازن آب در هنگام جنگ بويژه در دفاع و محاصره و در فصل تابستان پراهميت بود .
4 . پوشاك و مسكن : رزمندگان روزگار جاهليت ، لباسهاى گوناگون و متفاوتى مىپوشيدند ، و در لباس آنها چيزى كه موجب تمييز آنان از ديگران شود وجود نداشت . رنگ و نوع عمامهها و زره و شمشير و ابزار جنگى آنها با اندكى اختلاف شبيه هم بود . بر سر ، عمامه يا قلنسوه مىگذاشتند و تنپوش آنان جُبه يا بُرَنس ( عبا يا جبهء كلاهدار ) يا پيراهن يا جامهء سياه نقشدار يا ردا و ازار و نَمره ( پارچه ضخيم خط دار ) يا برد يمانى بود و كفش كوتاه به پا مىداشتند .
مسكن از پوست ، پشم ، مو و كرك ساخته مىشد . هر چند كمتر اتفاق مىافتاد كه اعراب در اثناى جنگ از چادر استفاده كنند ، زيرا آنها به شيوهء كرّ و فرّ مىجنگيدند و نيازمند اقامت درازمدت در بيرون از منازلشان نبودند . سپاه اسلام نيز در روزگار رسول اكرم ( ص ) ، از چادر به طور گسترده استفاده نكرد .
آيين نبرد در عصر پيامبر ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: ضاهر وتر
ص٤٦