الاغ براى مسافتهاى كوتاه و به طور معمول در داخل مدينه و براى كارهاى غيرنظامى استفاده مىشد . شتر تا رسيدن رزمندگان به صحنهء پيكار در پىشان مىآمد . آنان ابزارآلات جنگى و اقلام احتياطى خود و نيز علوفه شتر را با آن حمل مىكردند .
در برخى موارد زنان در درون هودجها روى شتر حمل مىشدند و همراه عقبدار و پشت سر ديگر نيروها حركت مىكردند .
سپاه با توجه به شمار رزمندگان و شترها ، به چند گروه نقليه تقسيم مىشد . هر گروه دو ، سه يا چهار رزمنده را شامل مىشد . سپس وسايل نقليه مانند يك كاروان بزرگ به دنبال يك گروه از آنان حركت مىكرد . طول ستون در حال حركت بستگى به شمار شتران و سربازان در حال انتقال داشت .
6 - 1 . تغذيه
عمده غذايى كه رزمندگان سپاه اسلام در جنگها مىخوردند ، خرما ، ملخ ، گوشت - بيشتر گوشت شتر - ، گندم ، مويز ، كشك ، نان ، قاووت ، برخى غذاهاى آماده شده از گندم ، آرد ، خيارچنبر و شير بود .
در اين ميان غذاى اصلى خرما بود كه سرباز از آن در هنگام هجوم ، دفاع ، حركت و اقامت پشتيبانى مىشد و دستكم يك صاع آن را با خود مىبرد و باقيمانده را - اگر داشت - در خانهاش انبار مىكرد و در طول سال مىخورد .
اما منابع تهيهء غذا اينها بود : خود نظاميان ، ساكنان بومى ، شكار و برخى از توانگرانِ سپاه ، كه گاه تهيهء غذاى سپاه را برعهده مىگرفتند .
تغذيه رزمندگان اسلام يك نوبت در روز بود كه پيش از حركت يا در آغاز نبرد و يا هنگام احساس گرسنگى تناول مىكردند . بيشتر وقتها مقدار غذا كافى نبود و تنها از چند دانه خرما يا از گوشت شترى كه ميان صد رزمنده تقسيم مىشد ، تشكيل مىگرديد و گاه به دليل نبود غذاى كافى ، گرسنگى مىكشيدند . از اين رو ، در برخى نبردها غذا جيرهبندى مىشد و رزمندگان به ناچار از گياهان و برگ درختان استفاده مىكردند . گاهى ته مانده غذاها را مىخوردند و يا شترانى را كه وسيله نقل و انتقالشان بودند مىكشتند ، چنان كه از گوشت اسب ، الاغ و گورخر ، سوسمار و غيره نيز استفاده مىكردند .