از سخنان اميرمؤمنان على « 1 »
128 - - 1 . بسم اللَّه » شفاى هر درد و ياريگر هر دارو است .
129 - - 2 . حكمت را از هر كجا كه بر تو درآمد بگير كه حكمت در سينهء منافق آن قدر بالا و پايين مىرود تا بيرون آيد و درون سينهء مؤمن در كنار ديگر حكمتها جاى گيرد .
130 - - 3 . ترس [ مايهء ] نوميدى است و فرصت چون ابر مىگذرد و حكمت گمشدهء مؤمن است ، آن را بگير هر چند از منافقان باشد .
131 - - 4 . مردم چيزى از دينشان را به خاطر اصلاح دنيايشان رها نكردند جز آن كه خداوند چيزى زيانبارتر از آن را بر مردم گشود .
132 - - 5 . شگفتترين چيزى كه در انسان قرار دارد ، دل اوست . ( زيرا ) دل مايههاى حكمت و ضدّ آن را با هم دارد ، اگر اميد برايش پديد آيد ، طمع آن را خوار مىگرداند و اگر طمع آن را برانگيزد ، حرص به هلاكتش مىافكند و اگر نااميدى بر آن مسلط شود ، اندوه آن را مىكشد و اگر خشم بر آن عارض شود ، غيظش بالا گيرد و اگر رضايت بهرهاش شود ، احتياط را از ياد مىبرد و اگر ترس دررسد ، احتياط به خود مشغول و ميخكوبش مىكند و اگر
هامش
( 1 ) . حضرت على بن ابى طالب عليه السلام بيست و سه سال پيش از هجرت ( 600 م ) در سيزده رجب و در كعبه به دنيا آمد و در 21 رمضان سال چهل هجرى در 63 سالگى در كوفه به شهادت رسيد و در نجف به خاك سپرده شد . لقب حضرت ، « امير المؤمنين » وكنيهء ايشان « ابو الحسن » بود . بسيارى از سخنان حضرت در « نهج البلاغه » ، « غرر الحكم » و « نهج السعاده » گرد آمده است .