428 - - 8 . امام به مردى فرمود : در آغاز نابسامان شدن كارها بر سلطان با او رفت و آمد مكن .
429 - - 9 . از حضرتش دربارهء [ آثار ] قناعت سؤال شد ، فرمود : قناعت افزون بر نگهداشت شخصيت و عزّت نفس ، رنج زيادهخواهى و بندگى دنياپرستان را نيز از دوش انسان بر مىدارد و جز دو كس راه قناعت را نپيمايد : آن كه بيشتر در پى پاداش اخروى است و بزرگى كه خود را از مردم فرومايه دور نگاه مىدارد .
430 - - 10 . آنكه سخن چينىاش را در جامهء نصيحت پوشانده ، سختى حسابش در پايان او را بس باشد .
431 - - 11 . انس بيش از حدّ ، هيبت را مىبرد .
432 - - 12 . هركه به مردم راست بگويد ، ناپسندش مىدارند .
433 - - 13 . گدايى كليد سختى است .
434 - - 14 . حضرت در تسليت به حسن بن سهل فرمود : تبريك بر پاداشى كه مىآيد ، سزاوارتر از تسليت بر مصيبت آمده است .
435 - - 15 . دلها رو آوردن و پشت كردن و نشاط و كسالت دارند . پس چون روى آورند ، بينا و فهيم مىشوند و چون پشت مىكنند ، خسته و افسرده مىگردند . پس آنها را هنگام روى آوردن و نشاط به كار گيريد و به گاه پشت كردن و كسالت ، آزاد بگذاريد .
436 - - 16 . نيكى به ديگران را چون برشمرى ، ديگر خيرى ندارد .
437 - - 17 . صوفيان به امام گفتند : مأمون ولايت را به تو بازگردانده است و تو سزاوارترينِ مردم به آن هستى ولى كسى چون تو كه سرور و مقدّم بر همگان است بايد جامهء پشمين و زبر به تن كند .
پس حضرتش فرمود : واى بر شما ، آنچه از پيشواى جامعه خواسته
نزهة الناظر وتنبيه الخاطر ( چشم تماشا ) ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: الحلواني
ص٢٠١